X
تبلیغات
جغرافیا ( ژئومورفولوژی )

شهرتهران و بحران زلزله

 مقدمه

سوانح طبيعي بخشي از طبيعت زيست ما انسانها مي باشد كه ساخت و ساز بي رويه انسان ها و هجوم افراد به مناطق پرخطرو ناديده گرفتن حريم هاي طبيعي در طبيعت موجب بروز و تبديل سوانح طبيعي به بحرانهاي فاجعه اميزانساني و اقتصادي شده است. كشورايران با توجه به موقعيت جغرافيايي خود درزمره كشور هاي بلا خيز جهان قرار دارد اهم سوانح طبيعي درايران سيل و زمين لرزه مي باشد. شهر تهران  به عنوان يك ابر شهر با جمعيتي در حدود 10 ميليون نفر و با پيچيدگي هاي شهري، داراي پتانسيل لرزه خيزي بالايي مي باشد. بنابه مطالعاتي هر 158 سال زمين لرزه اي به بزرگي 7 ريشتر منطقه تهران را در هم كوبيده و خسارات فراواني را وارد نموده است. بايد توجه داشت كه اخرين زمين لرزه بزرگ منطقه در سال 1830ميلادي تقريبا 180 سال پيش اتفاق افتاده است كه در ان زمان تهران به هيچ وجه وضعيت فعلي را نداشته است. تصور اين موضوع كه با گذشت 180 سال و دوره بازگشت 158 سال براي وقوع زمين لرزه در گستره تهران در زمان حاضر چه وضعيتي را مي تواند پديدار سازد امري بسيار وحشتناك و غير فابل تصور است. لذا توجه خاص به موضوع و سازماندهي به امري كه منجر به كاهش اثر نامطلوب زلزله احتمالي و يا كنترل وضعيت بعد از بحران گردد براي شهر تهران امري است حياتي و پراهميت.

چكيده

با توجه به تاريخچه زمين لرزه ها در ايران و وجود گسلهاي بنيادي در تهران، شهر تهران و پيرامون ان در منطقه اي لرزه خيز قرار دارد،‌ شهرهاي كهن از جمله شهرري كه در اين گستره قرار دارد،‌ بارها توسط زمين لرزه ويران شده است. احتمال رويداد زمين لرزه با بزرگي 7 ريشتر در شهر تهران بسيار جدي است كه خسارات فراوان اقتصادي،‌محيطي،‌كالبدي و اجتماعي را در پي خواهد داشت.از سويي دوره بازگشت زلزله هاي ويرانگر تهران حدود 158 سال است و 180 سال است كه زلزله مهمي در تهران به وقوع نپيوسته است. 22 سال  از زمان زلزله تهران گذشته است. براي توجيه اين تاخير به دو دليل عمده مي توان اشاره كرد:

  - انرژي مسبب اين زلزله ازاد گشته يا در حال ازاد شدن است كه شاهد مطمئني براي اين دليل در دست نيست.

 -  انرژي عامل اين زلزله هنوز به حد كافي ذخيره نشده است. به عبارت ديگر با گذشت زمان به موعد اين زلزله نزديك مي شويم.

 زلزله تهران

در تهران تاكنون حدود 70 زمين لرزه به وقوع پيوسته كه بزرگترين پيشينه شتاب زمين مربوط به سال 855 هجري شمسي است. در اثر ان شهرري به كلي نابود شد،‌ولي از ان پس اين پايتخت كهن تا امروز زلزله شديدي را تجربه نكرده است . جدول زير تاريخ زمين لرزه هاي گذشته شهر تهران را نشان مي دهد. تهران بر روي گسل هاي فعال زلزله خيز قرار دارد و در واقع گستره تهران از قطعات گسلي متصل بهم تشكيل شده كه با توجه به موقعيت ان  ( قرارگيري در كمربند الپ هيماليا )‌مستعد لرزه خيزي است.

300

قبل از ميلاد

125

هجري قمري

241

هجري قمري

249

هجري قمري

346

هجري قمري

572

هجري قمري

784

هجري قمري

1245

1830 ميلادي

تاريخ زمين لرزه هاي گذشته تهران

 موقعيت گستره تهران

شهر تهران در ميان ايران مركزي در جنوب و ارتفاعات البرز مركزي در شمال و عرض 35درجه و 34 دقيقه  شمالي تا 35 درجه و 50 دقيقه شمالي  و طول 51درجه 2 دقيقه شرقي تا 51 درجه و 36 دقيقه شرقي بر روي رسوبات ابرفتي جوان (كواترنري ) بنا شده است. دشت تهران با شيبي از شمال به جنوب قرار گرفته و به وسيله بلندي هايي احاطه شده است. بخش جنوبي ان كم و بيش در كناره شمال شرقي كوير مركزي ايران قرار دارد. افزون بر گسل شمال تهران و چند گسل جوان و كاري ديگر در شمال و جنوب شهر، ابرفتهاي دشت تهران و شهرري داراي شكستگي هاي فراواني است كه به هنگام جنبش گسل هاي بزرگ دچار لغزش، جنبش و جابجايي مي شود.

هواشناسي و اقليم

دشت تهران در جنوب دامنه هاي البرز مياني قرار گرفته است و كوههاي البرز اين منطقه را از درياي خزر جدا مي سازد به همين جهت درياي مازندران تاثير كمي روي اب و هواي منطقه دارد. توده هوايي كه منطقه را تحت تاثير قرار مي دهند در زمستان بطور عمده مديترانه اي از سمت غرب،‌ قطبي بري و قطبي شمالي از سمت شمالغرب و غرب،‌ قطبي بحري از شمالغرب و در تابستان بري و تروپيكال از منشا كوير ايران يا صحراي عربستان

مي باشد. طبقه بندي دومارتن دشت تهران در رديف اقليم هاي خشك بياباني به حساب مي ايد.

 زمين شناسي

دشت تهران از ديدگاه زمين شناختي در واحد مركزي منطقه ( zone  ) البرز

قرار دارد اين واحد از شمال به جنوب به چهار بخش تقسيم مي شود:

1- البرز مرتفع : كه چين خوردگي هاي شديد در ان صورت پذيرفته روي هم

 رانده شده انداين بخش از ارتفاع زيادي بر خوردار است

2- چينهاي حاشيه اي : به طور عمده از سنگهاي اتش فشاني –  اذراواري سازند كرج متعلق

 به ائوسن تشكيل يافته است.گسل مشا – فشم مرز البرز مرتفع و چينهاي حاشيه اي

 محسوب مي گردد

3- كوهپايه و دشت: اين بخش از نهشته هاي ابرفتي تشكيل يافته است. اين نهشته ها از

 فرسايش شديد البرز در راستاي گسلهاگوناگون بوجود امده اند.

4-  انتي البرز : اين بخش به تپه ماهورها و كوههاي كم ارتفاع شرق تهران  مانند ارتفاعات سپاهيه گفته مي شود.

ژئو مورفولوژي گستره تهران

عواملي كه در تكوين و شكل گيري ژئومورفولوژي تهران و ارتفاعات ان نقش داشته اند عبارتند از‌:‌

 عوامل زمين شناسي (‌زمين ساخت - تركيب سنگي و رسوب شناسي )

 عوامل اب و هوايي (‌بارش،‌درجه حرارت،‌پوشش گياهي،‌خاك سطحي و جريانهاي سطحي )‌

روند تكاملي ناهمواري هاي دشت تهران در جريان دوران چهارم و بررسي تاريخ تشكيل و تحول اشكال ناهمواري از زمان پليوسن (‌حدود 4 ميليون سال پيش )‌تاكنون نشان مي دهد كه اصولا تناوب رسوب گذاري و فرسايش شديد نقش اساسي داشته است.

از نظر ژئومورفولوژي گستره تهران  را به سه واحد مجزا به شرح زير تقسيم كرد :

 - ارتفاعات

  - كوهپايه

 -  دشت

شكل شناسي ارتفاعات

مورفولوژي بلندي هاي اطراف تهران بطور قابل ملاحظه اي تابع سنگ شناسي  سنگهاي تشكيل دهنده انهاست.درارتفاعات شمال تهران ماسه سنگ و دولوميتهاي كامبرين، رسوبات كربناته و توفهاي سبز ائوسن (‌توفهاي كرج)‌ داراي شكل توده اي ملايم هستند و ابرفتهاي پليو – پليوستوسن با بريدگي هاي فراوان داراي شكل شناسي ويژه اي هستند كه نام هزار دره بيانگر اين نوع شكل شناسي است. در ارتفاعات شرق تهران ( كوههاي سپاهيه و بي بي شهربانو ) تنوع ليتولوژي فراوان است. مارنها،‌سنگهاي اهكي،‌كنگلومرا سري متنوعي از اشكال برجستگي را بوجود اورده است.

شكل شناسي كوهپايه ها

كوهپايه ها پوشيده از شن و ماسه و قلوه سنگ مي باشند اگر چه در انباشته شدن رسوبات ابرفتي كوهپايه هاي تهران تكتونيك نقش اساسي داشته است ولي عامل منحصر به فرد نبوده چراكه عوامل اب و هوايي  به عامل زمين ساخت شدت بخشيده است. بنظر مي رسد حمل مواد مديون جريانهاي سيلابي بوده كه از سوي شرق جريان داشته و مواد حمل شده به سمت جنوب و غرب بصورت مخروط افكنه گسترده مي شده است.

شكل شناسي دشت

در جنوب كوهپايه ها، دشت تهران بصورت فرونشت وسيعي بوده و پوشيده از رسوبات نسبتا جوان ابرفتي مي باشد.

زلزله خیزی تهران و گسل های آن

تهران از کوهپایه های جنوبی البرز آغاز می شود و تا دشت ری امتداد پیدا می کند . در کوهپایه تهران با دو فرونشست و سه رشته بلندی مواجه هستیم :

بلندی ها

-   سعادت آباد ، شمیران ، دزاشیب،شهران

-   تپه های امانیه ، الهیه ، قیطریه ، فرماینه

-    طرشت ، عباس آباد

فرونشست ها :

  - اوین ، تجریش ، نیاوران

 - ري

بلندیهای شماره یک یعنی سعادت آباد و شمیران و دزاشیب و شهران توسط گسل نیاوران روی فرونشست اوین تجریش رانده شده است ، بلندی های شماره دو یعنی امانیه ، الهیه ، فرمانیه توسط گسل محمودیه از شمال بروی فروشست های اوین تجریش نیاوران قرار گرفته اند ، این تپه ها از سمت جنوب بروی فرونشست داوودیه قرار می گیرند ، بلندی های طرشت و عباس آباد از سمت شمال بوسیله گسل داوودیه بروی فرونشست داوودیه رانده شده اند . و اما در سطح دشت تهران تا ری با فرونشست بزرگ ری مواجه هستیم که در آن گسل های معروف ری و کهریزک قرار دارد.

معرفي گسل هاي تهران

گسل هاي تهران و اطراف ان به سه گروه زير تقسيم مي شود:

1- گسل هاي اصلي و لرزه زا ( با طول بيش از 10 كيلومتر )

2- گسل هاي متوسط ( با طول بين 2 تا 10 كيلومتر‌ )‌

3- گسل هاي فرعي ( كوتاهتر از 2 كيلومتر )

گسل هاي اصلي و لرزه زا

گسل هاي اصلي و لرزه زا، گسل هاي جواني است كه با طول بيش از 10 كيلومتر  در

گستره تهران ديده مي شود. كم بودن سن و طول زياد اين گسلها، انها را جزو گسل هاي

لرزه زا و خطرناك تهران قرار داده است. مهمترين گسل هاي اصلي و لرزه زا تهران عبارتند

از:

گسل مشا فشم

طول تقريبي اين گسل 400 كيلومتر است و از جنوب غربي شاهرود در شرق تا ابيك

(قزوين ) در غرب امتداد دارد. اين گسل در حوالي سد لتيان به دو شاخه تقسيم مي شود.

يك شاخه به سمت تهران مي ايد و از شمال ان عبور مي كند اين شاخه، گسل شمال تهران

نام دارد كه يكي از خطرناكترين گسل هاي تهران است شاخه ديگر اين گسل به سمت فشم

مي رود

گسل شمال تهران

طول اين گسل 60 كيلومتر است در كوهپايه شمال تهران از شرق دره لشكرك در شمال

شرق تهران تا شهر كرج در غرب ادامه دارد و نزديكترين گسل زلزله زا به شهر تهران است.

گسل نياوران

طول اين گسل 13 كيلومتر است و امتداد شمالشرقي و جنوب غربي دارد. و از سعادت اباد، فرحزاد ( شمالغرب تهران‌ ) تا نياوران و شمال اقدسيه مي گذارد.

گسل محموديه

طول اين گسل 11 كيلومتر است و امتداد شرق و غربي دارد و از محموديه  ( شمالشرق ونك ) تا بزرگراه چمران  ديده مي شود.

گسل هاي  شيان و كوثر

گسل هاي شيان و كوثر در شمال تهران پارس و شمال شيان و قنات كوثر وجود دارد. گسل شيان به طول 13 كيلومتر و امتداد شرقي و غربي در شمال شيان و شمال شرقي شمس اباد مجيديه قرار گرفته و ادامه غربي گسل كوثر است. گسل كوثر، گسلي كماني شكل با طول 13 كيلومتر و امتداد شمالغربي و جنوبشرقي است كه ادامه جنوب شرقي ان در حوالي جاده ابعلي ( ميان سرخه حصار و جاجرود ) ناپديد مي شود.

 گسل شمال ري

طول اين گسل 16.5 كيلومتر است ودر شمال و شمال غرب شهرري قرار دارد.

گسل جنوب ري

طول اين گسل 18.5 كيلومتر است. اين گسل در جنوب غربي شهر ري و 14 كيلومتري جنوب تهران  به سمت جنوب غرب ادامه دارد، ديده مي شود.

گسل كهريزك

طول اين گسل 40 كيلومتر است و امتداد شرقي و غربي دارد اين گسل در 10 كيلومتري

جنوب شهرري ديده مي شود.

سري گسل هاي ( شمال ري،‌جنوب ري،‌كهريزك‌ ) ممكن است سبب اين زلزله ها شده با شد:

زلزله سده چهارم پيش از ميلاد  ايوانكي با بزرگي 7.6 ريشتر

زلزله 855- 856 ميلادي ري با بزرگي 7.1 ريشتر

زلزله 864 ميلادي ري با بزرگي 5.3 ريشتر

زلزله 1384 ميلادي ري با بزرگي 8 ريشتر

با توجه به زلزله هاي تاريخي بزرگ، مي توان گسل هاي ري را از جمله اصلي ترين گسل

هاي زلزله زاي تهران دانست، كه احتمال مي رود زلزله اينده تهران بواسطه فعاليت اين سري

گسل ها و يا گسل شمال تهران رخ دهد.

از جمله ديگرگسلهاي مهم تهران گسل ملاصدرا، سوهانك،‌سعادت اباد،گرمسار، پيشوا، پارچين و ....مي توان نام برد

گسلهاي متوسط تهران

گسل هاي گستره تهران كه داراي طول 2 تا 10كيلومتر هستد با نام گسلهاي متوسط معرفي شده اند. اين گسل ها به خودي خود لرزه زا نيستند، ولي ممكن است بتواند در اثر زلزله بزرگتر كه در فاصله مشخص از انها قرار گرفته باشد، دچار لغزش و جابجايي شود. اين گسلها عبارتند از:

گسل شاه اباد،‌نارمك، داوديه،‌ ايوبي، عباس اباد،‌پارك جنگلي چيتگر، باغ فيض،‌ قصر فيروزه

گسل هاي فرعي تهران

گسل هاي كوتاه تر از 2 كيلومتر گستره تهران گسل فرعي ناميده مي شود. اين گسل ها به خودي خود لرزه زا نيستندولي به سبب ازاد شدن انرژي در راستاي گسل هاي همسايه خود مي تواند دچار لغزش و جابجايي شوند. اين گسل ها عبارتند از :

گسل هاي تلوزيون ،‌گسل باغ بهايي و ......

 سطح آب های زیرزمینی و مشکل زلزله در تهران 

شاید یکی از مهم ترین عوامل خرابی در زلزله پدیده روانگرایی در خاک در زیر پی سازه ها می باشد در خاک های ماسه ای و از آنجایی که بیشتر خاک های سطح شهر تهران از نوع آبرفتی و ماسه ای می باشند به علت عدم وجود کانال های فاضلاب و بالا آمدن سطح تراز آب ، لایه ای سست، ماسه ای و اشباع از آب را تشکیل داده است که بر اثر زلزله این لایه حالت خمیری گرفته و ساختمانی که حتی بر اثر نیروی افقی زلزله خراب نمی شود را در خود واژگون می کند و ساختمان بر حسب میزان زلزله کج یا کاملا" واژگون می شود . این مسئله از آنجا مهم است که در قسمت های جنوبی تهران تراکم جمعیت بسیار بالا می باشد و همینطور سطح تراز آب های زیرزمینی بسیار بالا هستند ، بطوریکه در بعضی مناطق مانند بازار با کندن زمین تا عمق 5 متر به آب خواهیم رسید . بهترین چاره برای این مشکل احداث کانالهای فاضلاب می باشد که موجب پایین رفتن سطح آب زیرزمینی می گردد ، البته سطح آبهای زیر زمینی به آرامی پایین خواهد رفت و مدت زمان نسبتا زیادی برای این موضوع مورد نیاز می باشد در ضمن با پایین رفتن سطح آب احتمال پدید آمدن نشست هایی در سازه ها وجود دارد . یکی دیگر از عوامل تخریب سازه ، احداث سازه ها در شیب بسیار زیاد و همچنین احداث ساختمانها در لبه شیروانی ها بخصوص در نواحی شمالی تهران می باشد که خطرهای زمین لغزش و سنگ ریزش را در پی دارد بطوریکی که خاک زیر ساختمان به حرکت در آمده و در زیر ساختمان می لغزد. نشست های ناگهانی در اثر زلزله یکی دیگر از خطرهای زلزله می باشد ، در خاکهای سست و دستی مانند یوسف آباد و نواحی جنوب تهران خاک دارای پتانسیل بسیار بالایی برای نشست می باشد که نیروی زلزله این پتانسیل را فعال می سازد ، این مشکل در نواحی مانند میدان ونک ، گاندی ، خیابان مطهری و عباس آباد که در اثر تسطیح تپه ها بوجود آمده اند بسیار جدی می باشد .

نتایج تحقیق یک گروه ژاپنی (جايكا )‌ پیرامون زلزله تهران

زلزله تهران مربوط به گسل ری باشد 55 درصد ساختمانها فرو می ریزند

در صورتی که زلزله تهران به خاطر فعال شدن گسل ری باشد 480 هزار ساختمان در تهران یعنی 55 درصد ساختمان ها فرو خواهد ریخت. بیشترین تعداد ساختمان های آسیب دیده در منطقه ۱۵ خواهد بود.

در صورت فعال شدن گسل شمال تهران 310 هزار ساختمان که 36 درصد کل ساختمان ها را شامل می شود، آسیب می بیند.

 منابع و ماخذ :

اسيب پذيري شهر تعران در برابر زلزله ، مركز مطالعات و برنامه ريزي شهر تهران

مديريت بحران زمين لرزه ، مركز مطالعات و برنامه ريزي شهر تهران

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 0:52  توسط  مینا حکاکی  | 

بررسی پدیده فرونشستSubsidence) )وعلل رخداد آن

 چكيده

فرونشست ها ، فرورفتگی ونشست معمولا ناگهانی سطح زمین با عمق قابل توجهی هستند که به دلایل طبیعی وانسانی رخ داده وهمراه با خسارات جانی ومالی نیز می باشند.در بسیاری از نقاط جهان وهمچنین مناطقی از ایران مثل دشت های رفسنجان ، مهیار اصفهان ، کبودرآهنگ همدان، یزد ، سیرجان وگرگان مواردی از فروچاله ها مشاهده وگزارش شده است.فرونشست ها عمدتا در نواحی آهکی و کارستی ویا در نواحی با برداشت بیش از حد مجاز از آبهای زیرزمینی به وقوع می پیوندند.چون این پدیده ممکن است با خسارات جانی ومالی همراه باشند به عنوان یکی از مخاطرات وسوانح ملحوظ می شوند.بروز این پدیده باعث ایجاد مشکلاتی برای کشاورزان ، تخریب خطوط ارتباطی وزیرساخت ها وبرخی مسایل دیگر می گردد.در اين مقاله از روش هاي كتابخانه اي و ميداني استفاده شده است.هدف این نوشتار آن است که ضمن تشریح وتبیین فرونشست ، علل بروز آنها ومسایل ومشکلات مرتبط با آنها را بیان نماید.

 

واژه های کلیدی : فرونشست ، مخاطرات، آب زیرزمینی 

مقدمه

 رشد جمعيت همراه با گسترش بى رويه بهره بردارى از آب در مقاصد کشاورزى وصنعت، با اثرات نامطلوب زيادى درجنبه هاى کمى و کيفى منابع آب همراه بوده است.  بدين ترتيب بر جامعه امروزى لازم است که از استفاده بى رويه از منابع طبيعى به ويژه آب دست برداشته ، به سوى استفاده عقلانى و مديريت پايدار بهره بردارى از منابع آب روى آورد.  افزايش روز  افزون  بهره بردارى  از آب هاى  زير زمينى  بويژه در حوضه هايى که با نهشته هاي  آبرفتى ، دريايى کم عمق يا درياچه اى تحکيم نيافته  (Unconsolidated) انباشته گشته  اند ، به نشست(Subsidence)  و يا فرو ريزش سطح زمين مى تواند منجر شود. پديده فرونشست ممكن است به صورت نشست تدريجي يا ناگهاني سطح زمين و به هر دو علت طبيعي يا در اثر فعاليت بشر ايجاد شود. فرونشست سطح زمين نيروي قابل توجهي است كه در بسياري از نواحي تحميل مي شود و در صورت گسترش به ساختارهاي زيربنايي موجود خسارت وارد مي كند. فرونشست مي تواند آسيب جدي به واحد هاي صنعتي و منازل مسکوني وارد كند. شماري از خسارت هاي ناشي از وقايع فرونشيني در ايران، در نواحي مستعد اين پديده حاصل مي شود. اين گونه مناطق بايد از پتانسيل بروز فرونشست آگاهي داشته باشند و نمايان سازي وضعيت و مقابله با آن به منظور حفاظت و امنيت صورت گيرد. نشانه اوليه فرونشست زمين به عنوان يکي از مخاطرات طبيعي هميشه قبل از وقوع ريزش مشاهده نمي گردد. به اين دليل تشخيص و نمايان سازي نواحي که به دليل خطرپذيري و به مخاطره انداختن زندگي، مستعد فرونشست هستند ضروري به نظر مي رسد

فرونشست چیست؟

طبق تعريف انستيتو زمين شناسى ايالات متحده ، پديده فرونشست زمين شامل فروريزش يا  نشست  رو به پائين سطح زمين است که مى تواند داراى بردار جابجايى افقى اندک باشد.  حرکت از نظر شدت ، وسعت و ميزان مناطق درگير محدود نمى باشد و فرونشست مى تواند در اثر پديده هاى طبيعى زمين شناختى مانند انحلال ، آب شدگى يخها و تراکم نهشته ها ، حرکات آرام پوسته و خروج گدازه  از پوسته جامد زمين و يا فعاليتهاى انسانى نظير معدنکارى ، برداشت آبهاى زيرزمينى و يا نفت ايجاد شود. بنا به تعریف یونسکو فرونشست عبارت است از فروریزش و یا نشست سطح زمین که به علت هاي متفاوتی در مقیاس بزرگ روي می دهد. به طور معمول این اصطلاح به حرکت قائم رو به پایین سطح زمین که می تواند با بردار اندك افقی همراه باشد، گفته می شود . این تعریف پدیده هایی همچون زمین لغزش ها را بدلیل اینکه حرکت آنها داراي بردار افقی قابل توجهی است و همچنین نشست در خاکهاي دستی ، که داراي مکانیسم متفاوتی می باشد شامل نمی شود.

تاريخچه  بررسى فرو نشست در جهان :

بر اساس اطلاعات کارگروه فرونشست در سازمان يونسکو   (IHP)قديمى ترين فرونشست شناخته شده در ايالت آلاباما ى ايالات متحده در سال1900 ميلادى بوقوع پيوسته است . اساس مطالعات اين کار گروه بررسيهاى تفضيلى بر روى 42فرونشست در 15کشور جهان بوده است . از حدود سال 1965 ، يونسکو اولين برنامه جهانى خود را براى چرخه هاى آبشناختى تحت عنوان دهه جهانى آبشناسى آغاز نمود که در سالهاى بعد مطالعه فرونشستها به يکى از موضوعهاى اصلى آن تبديل گشت . در آوريل 1975 گروه کارى فرونشست در پاريس شکل گرفت که اساس کار آن بررسى ارتباط اين پديده  با آبهاى زير زمينى بود .   از آن تاريخ تا به امروز  بررسى هاى بيشترى در اين زمينه در کشور هاى پيشرفته به ويژه در ايالات متحده و ژاپن انجام شده است که نتيجه آن کنترل شديد مصرف آب و تغيير در الگوى مصرف و توقف فرونشست ها در بسيارى از موارد بوده است . در اين بررسى ها از روشها وتکنيکهاى جديد مانند سيستمهاى مکان يابى جغرافيايى پيشرفته  (GPS) ، رادار(SAR & InSAR ) براى مکان يابى فرونشستها به صورت گسترده اى استفاده شده که نمونه آن در زير ارائه گرديده است.  

تاريخچه مطالعه فرونشست در کشور :

با توجه به مصرف بى رويه آب در سطح کشور و داده هاى پراکنده مربوط به پايين آمدن سطح آب زير زمينى در کشور ، تشخيص اينکه فرونشستها و پيامد هاى حاصل از آن  به پديده اى مشکل ساز در کشور تبديل گشته، کار دشوارى نيست . بررسى هاى موردى در بخش هاى مختلف کشور نيز نمايانگر اين امر مى باشد . سازمان زمين شناسى کشور به عنوان مسئول  بررسى مخاطرات زمين شناختى کشور پيشگام در مطالعه اين پديده و خطرهاى وابسته به آن در کشور بوده است . در ادامه برخى از بررسى هاى موردى انجام گرفته در اين زمينه اشاره شده است .

- دشت رفسنجان ،مشهدو کرمان که بسيارى از آثار پديده فرونشست در آن ديده شده است و اولين گزارش اين سازمان تحت عنوان " مطالعات فروريزش زمين در شمال غرب کرمان " در سال 1377 تهيه شده است .

-    دشت کبودرآهنگ و فامنين در استان همدان که فروچالهاى متعددى در اين دشت ديده شده و روند شکل گيرى آنها حتى نيروگاه شهيد مفتح را تهديد مى نمايد و گزارش آن تحت عنوان" بررسى ساز و کار فرونشستها و خطرات ناشى از آن در دشت کبودر آهنگ ، فامنين و همه کسى " که در سال 1381  تهيه شده است .

-    دشت معين آباد ورامين در استان تهران که در آن شکاف زمين به طول4/2 کيلومتر در منطقه مشاهده شد که حتى تا امروز شکافهايى به موازات آن در حال شکل گيرى است و روند گسترش آن خطوط نيرو را تهديد مى نمايد و گزارش آن تحت عنوان " بررسى مکانيسم و علل تشکيل شکافهاى زمين در منطقه معين آباد ورامين " در سال 1383 تهيه شده است .

-   دشت نظر آباد در استان تهران که بعضى از آثار فرونشست بصورت بالا آمدن لوله چاهها از سطح زمين و ماسه دهى چاهها مشاهده گرديده است و مطالعات تکميلى قرار است در اين منطقه صورت پذيرد . گزارش مقدماتى آن تحت عنوان " بررسى علت ماسه دهى و شکست لوله جدار چاههاى آب در محدوده شهرستان نظر آباد " در سال 1383 تهيه شده است

-    در جنوب باختر  تهران بزرگ اندازه گيرى هاى سازمان نقشه بردارى کشور نشستى به ميزان حدود يک و نيم متر را در 9 سال گذشته در منطقه 18 و  19 شهردارى نشان مى دهد . مطالعات سازمان زمين شناسى کشور بزودى در اين مورد آغاز خواهد شد . بر اساس بررسى هاى صورت پذيرفته ، شواهدى در دست است که نشان مى دهد اين پديده در دشت هاى ديگر ايران  چون اراک ، نهاوند ، خمين ، گلپايگان ،نطنز ،يزد و ابر کوه در حال شکل گيرى است.  

محيطهاي زمين شناختي داراي پتانسيل فرونشست

رويدادهاي فرونشست بطور معمول در دو محيط امكان پذير است:

1-  سنگهاي انحلال پذير ( سنگهاي اهك ، دولوميت ، گچ و نمك ) كه توسط نهشته هاي تحكيم نيافته مدفون شده اند ، يا فرو چاله هاي كهن پر شده با نهشته هاي تحكيم نيافته كه  فشار  هيدرو استاتيكي رو به بالا اب زير زميني در نگهداري انها موثر است.

2-  نهشته هاي جوان تحكيم نيافته و رسوبات اواري نيمه تحكيم يافته با تخلخل بالا كه در زير نهشته هاي ابرفتي ، درياچه اي يا نهشته هاي دريايي كم عمق واقع شده اند. اين محيطها شامل ابخوانهاي بسته يا نيمه بسته ماسه اي يا شني همراه با ميان لايه هاي رسي است.

 خطرهاى زمين شناختى مرتبط با فرونشست

فرونشستو شکافهاى زمين (Fissure) که به آهستگى و به تدريج گسترش مى يابند شايد همان تاثير خطرهاى ناگهانى و فاجعه بار مانند سيل و زلزله را نداشته باشد. در منطقه در حال فرونشست شايد خرابى به ميزان گسترده مشاهده نشده، حتى آثار سطحى حاصل از آن نيز براحتى قابل تشخيص نباشد. با اين وجود بطور معمول خسارتهاى ناشى از فرونشست ها و شکافهاى  زمين  ترميم  ناپذير ، پر هزينه  و مخرب  مى باشند .  به عنوان نمونه  فرونشستها  مى توانند به تخريب سيستمهاى آبيارى و خاکهاى حاصلخيز کشاورزى ( با پايين آوردن تخلخل آنها ) منجر شوند . خسارت به چاهها در منطقه هاى فرونشست روستايى و شهرى به طور کامل متداول بوده ، موجب خرابى چاهها و ايجاد پديده اى مى شود که در اصطلاح به آن رشد چاهها مى گويند. در اين پديده بنظر ميرسد که لوله چاه از سطح زمين بالا آمده،در حالى که لوله ثابت بوده و اين سطح زمين است که پايين رفته است .

مناطق شهرى به دليل تراکم جمعيت ، ساختمانها و شريان هاى حياتى به طور ويژه آسيب پذيرتر مى باشند . اين پديده مى تواند به خيابانها، پل‌ها و بزرگراهها آسيب زده ، خطوط آبرسانى ، گاز و فاضلاب را مختل کرده ، به پى ساختمانها آسيب رسانده ، موجب ترک در آنها گردد . در اين حالت سازه هايى که وسعت زيادتر و ارتفاع بيشترى دارند آسيب پذيرترند .به عنوان نمونه خطوط راه آهن ، سدهاى خاکى ، تصفيه خانه ها و کانالها ازآسيب پذيرى زيادترى برخوردار هستند. به طور کلى هر سازه اى که در مسير شکل گيرى شکاف يا فروچاله(Sinkhole) واقع شده باشد، در معرض آسيب بيشترى قرار دارد. پديده فرونشست با ايجاد تغيير در وضعيت توپوگرافى منطقه مى تواند سبب بروز تغييرات چشمگيرى در هيدرولوژى منطقه شود . به عنوان مثال در اين مناطق ممکن است‌ سيلاب‌هاى عظيم و مخربى بوقوع بپيوندد در حالى که قبل از ايجاد فرونشست از هيچ سابقه اى بر خوردار نبوده است . از سوى ديگر اين پديده مى تواند با ايجاد تغيير در وضعيت زمين آبشناختى منطقه از قبيل جهت و سرعت جريان آب زير زمينى ، بيلان آب زير زمينى و غيره نتيجه هاى ناهنجار بيشترى در پى داشته باشد.

با توجه به آنچه گفته شده شايد بتوان خسارت هاى ناشى از رخداد فرونشست و پديده هاى پيرو آن را به شرح زير خلاصه نمود:

1-       تغيير ناهمسان در ارتفاع و شيب رودخانه ها ، آبراهه ها و سازه هاى انتقال آب

 2- شکست و يا بيرون زدگى لوله جدار چاه ها در نتيجه تنش هاى تراکمى ناشى از تراکم آبخوان ها و ايجاد اختلال در بهره بردارى از منابع آب زير زمينى

3- پيشروى امواج در مناطق پست ساحلى

4- کاهش برگشت ناپذير تمام يا بخشى از مخزن آب زير زمينى در نتيجه از بين رفتن يا کاهش تخلخل مفيد نهشته ها

5- کاهش ميزان نفوذ پذيرى سطحى و پيرو آن  گسترش پهنه هاى بيابانى و سيلابى

6- اهش بازدهى يا ايجاد تخريب در شريان هاى حياتى و سازه هاى مهم 

علت هاي ایجاد فرونشست:

عوامل متعددي باعث ایجاد این پدید ه می شوند :

از جمله انحلال، آب شد گی یخ ها و تراکم نهشته ها،حرکت آرام زمین و خروج گدازه و یا عملیات انسانی نظیر معدنکاري یا برداشت آب زیر زمینی و نفت. برداشت و استخراج مواد معدنی ، ریزش سازه هاي زیرزمینی مانند تونل ها و یا ایجاد حفرات در اثر انحلال.

 - فعالیتهاي تکتونیکی.

- برداشت بی رویه از منابع آب زیرزمینی ، نفت و گاز

علت وقوع فرونشست درايران

عمده رخداد هاي فرونشست زمين در ايران بيشتر در اثر عواملي همچون افت سطح سيالات زيرزميني، انحلال تشکيلات زيرسطحي و ريزش کارست به وجود مي آيند. تغيير کاربري زمين، احداث و يا بارگذاري سازه هاي مهندسي، زهکشي خاک هاي آلي و نفوذ آب شور در امتداد سواحل نيز از جمله عوامل ديگري هستند که مي توانند در ايجاد پديده فرونشست موثر باشند. شرايطي همچون فرآيند هاي تکتونيکي رخداده در منطقه، بارندگي، وجود عوارض توپوگرافي، نفوذ ريزش ها و يا رواناب هاي اسيدي، انحلال تشکيلات سطحي و وجود لايه هاي نامقاوم در تشکيلات رسوبي زيرين، منجر به توسعه پديده هاي فرونشستي در کشور شده اند. از ميان عوامل تشکيل فرونشست زمين در ايران، کارستي شدن علاوه بر ايجاد خطرات طبيعي، مشكلات پيچيده اي در عملكرد مهندسي و همچنين ارتباطات ايجاد مي كند. کارست ها از جمله موارد مهمي هستند که بايد در احداث سازه هاي مهندسي - به خصوص احداث سد و تونل - در اين نوع تشکيلات مد نظر قرار گيرد. افزايش شدت در به وجود آمدن تشكيلات كارستي در نواحي مستعد مربوطه، حفرات و چاله هاي كارستي را در بخش هايي از سازه هاي احداث شده به وجود آورده است که در صورت ريزش کارست، منجر به فرونشست زمين در آن مناطق مي گردد. فرونشست زمين به عنوان يکي از پيامد هاي کارستي شدن ممکن است به صورت فرونشست ناگهاني و يا نشست هاي تدريجي بروز کند.علاوه بر خطرات ناشي از ريزش سنگ ها و تاثير آن بر سازه هاي مهندسي، نشت آب از مخازن سد ها و يا تجمع آب هاي زيرزميني وفشار ناشي از آنها بر ديواره داخلي تونل هاي زيرزميني، از ديگر خطرات عمده اي هستند  که در طراحي و عمليات اجرايي اين سازه ها نمي توان ناديده گرفت. هر چند که آبخوان هاي کارستي از آبخوان هاي با کيفيت خوب محسوب مي گردند، با اين حال آلودگي سريع منابع آب زيرزميني در نواحي کارستي، از جمله مشکلاتي است که پروژه هاي عمراني ساخته شده در نواحي کارستي را تهديد مي کند. همچنين تشديد وقوع زمينلغزش ها و سيلاب ها نيز از خطرات طبيعي. مرتبط با وجود کارست ها محسوب مي شوند. مناطقی که هم اکنون در شرایط بحرانی ایجاد فروچاله ها, فرونشست قرار دارند شامل دشت کبودرآهنگ همدان ، ورامین ، نظرآباد، دشت تهران ، دشت مشهد و نیشابور ، دشت هاي استان کرمان، اصفهان وقزوین می شوند.

راهکارهاى مقابله با فرونشست :

فرونشستها و پيامدهاى ناخوشايند آن، شوربختانه سرشتى بازگشت ناپذير دارند و به سختى مى توان آنها را کند و مهار نمود . شالوده هر پروژه ملى براى رويارويى با خطر فرونشست بر سه اصل پيش بينى ، تشخيص و پايش(Monitoring) استوار است که  مديريت درست منابع آب ،كاهش بهره برداري از منابع اب زير زميني  نقش کليدى در جلوگيرى از رخداد اين پديده دارد .  فرآيند پيش بينى و تشخيص بر پايه داده هاى حاصل از  چاه پيمايى ، آزمون هاى  ژئوفيزيکى  و داده هاى زمين شناسى مهندسى و ژئوتکنيکى براى پيش بينى و اندازه گيرى ميزان نشست خاک و تخلخل مفيد  و پتانسيل تراکم پذيرى آن مى باشد . از سوى ديگر همانگونه که بيان گرديد پايش ، مکان يابى و اندازه گيرى ميزان فرونشست مى تواند با روش هاى نوين نقشه بردارى و دورسنجى انجام پذيرد .  

نتيجه گيري

پديده فرونشست در اصل فرورفتگي در سطح زمين قلمداد مي شود که ممكن است به صورت نشست تدريجي يا ناگهاني سطح زمين و به هر دو علت طبيعي يا در اثر فعاليت بشر ايجاد شود. تشخيص و نمايان سازي نواحي که به دليل خطرپذيري، مستعد فرونشست هستند ضروري به نظر مي رسد. فرونشست زمين ممكن است به طور کلي ناشي از دلايل عمده اي همچون انحلال تشکيلات زيرسطحي، تراکم رسوبات و انقباض خاک هاي رسي باشد. عمده رخداد هاي فرونشست زمين در ايران بيشتر در اثر عواملي همچون افت سطح سيالات زيرزميني، انحلال تشکيلات زيرسطحي و ريزش کارست به وجود مي آيند. از عوامل مهم ديگري که مي توانند در ايجاد پديده فرونشست موثر باشند تغيير کاربري زمين، احداث و يا بارگذاري سازه هاي مهندسي و زهکشي خاک هاي آلي است. شرايطي همچون فرآيند هاي تکتونيکي رخداده در منطقه، نفوذ ريزش ها و وجود لايه هاي نامقاوم در تشکيلات رسوبي زيرين، منجر به توسعه پديده هاي فرونشستي در کشور شده است. برداشت بيش از اندازه آب زيرزميني با ايجاد افت مداوم سطح آب غير از آسيب رساني و از دست دادن يک منبع مهم، ممکن است موجب نشست اراضي و در نهايت باعث خسارت به ابنيه گردد. از ميان عوامل تشکيل فرونشست زمين در ايران، کارستي شدن علاوه بر ايجاد خطرات طبيعي، مشكلات پيچيده اي در عملكرد مهندسي ايجاد مي كند که در صورت ريزش کارست، منجر به فرونشست زمين در آن مناطق مي گردد. لذا اميد است با توجه به مسائل و مشكلات گفته شده بتوانيم روزي مسايل مربوط به فرونشست را در كشو حل كنيم.

منابع

1- مقاله مروري بر نشست منطقه اي زمين در ايران و تدوين بانک اطلاعات فرونشست زمين ، فاطمه مهشادنيا(1384)، گروه بلاياي طبيعي و مديريت بحران، پايگاه ملي داده هاي علوم زمين کشور، سازمان زمين شناسي و اکتشافات معدني کشور

2- مقاله فرونشست و اثرات مطلوب ان در ايران و جهان سازمان زمين شناسي و اکتشافات معدني کشور

 

Subsidence in Website: http://www.ew.govt.nz.

Subsidence in Website: http://www.lestari.ukm.my.

Subsidence in Website:http://www.ngdir.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 0:40  توسط  مینا حکاکی  | 

ضرورت توجه به بافت فرسوده و تحليل وضع موجود

بافت قديم، بافت فرسوده و بافت تاريخي از مهمترين قسمتهاي شهري هستند كه معمولا قدمت بالايي دارند. با توجه به ويژگي ها و ماهيت اين نوع بافتها مسائل و مشكلات زيادي با انها مترتب است و به دليل تغيير و تحولات اساسي در روند شهرسازي و شهرنشيني ، عملا اين نوع بافتهابا فضاي كالبدي موجود و وضع جاري بستر مناسبي براي زندگي شهروندان نمي باشند و يا حداقل مي توان گفت داراي مسائل و مشكلات زيادي هستند.

انچه مهم است  و گاهي مورد غفلت واقع شده است  نقاط مثبت وقوت اين موضوع است.امروز بافتها براي شهرسازي يك فرصت محسوب مي شوند. در واقع بافت يك فرصت طلايي به شهرساز مي دهد تا بتواند در ان قسمتها مداخله نمايد.اين مكان مداخله موجب مي شود تا شهرساز به سازماندهي عناصر شهري ، كاربري و تركيب بپردازد ودر عين حال نيازهاي امروز منطقه شهري را تامين نمايد.از جمله نيازهاي روز مردم مسكن است كه پيش نياز ان زمين يا زيربناي موثر مي باشد.بافتي كه فرصت مداخله را ايجاد نموده است يا امكان بازسازي را فراهم نموده است مي تواند كمك موثري در تامين مسكن داشته باشد.

از سوي ديگر اين بافتها مي تواند فرصتي براي ساماندهي منطقه شهري با اعمال تغييرات فيزيكي ايجاد نمايد. البته چگونگي استفاده از اين فرصتها و يا هر گونه مداخله در بافت نيازمند شناخت دقيق بافت دارد.اگر چه بافتها داراي ويژگي هاي مشتركي نيز مي باشند مثلا ريزدانگي، نفوذناپذيري و ناپايداري از مهمترين ويژگي هاي بافت فرسوده شهرهاي كشور است. براساس تعريف شورايعالي معماري و شهر سازي كشور اگر بخشي از شهر داراي بيش از  50 درصد بافت  ناپايدار و  با عرض معابر كمتر از 6 متر و املاك آن عرصه‌اي كمتر از 200 متر داشته باشد، آن قسمت از شهر بافت فرسوده است.. 58هزار و 250 هکتار بافت فرسوده شهری در کشور وجود دارد که 80 درصد از این مناطق با خطر زلزله بالا مواجه هستند در حال حاضر در مجموع از میان 414 شهر بالای 12هزار نفر در کشور محدوده 355 شهر تعیین شده که از این تعداد محدوده بافت فرسوده 300 شهر با جمعیت شهری قریب به 65درصد جمعیت شهری به میزان 58 هزار و 250 هکتار به تصویب رسیده است كه در تهران با توجه به اين ويژگي 3 هزار و 268 هكتار از مساحت اين شهر را بافت فرسوده تشكيل مي‌دهد؛ اين مقدار حدود 5 درصد كل مساحت شهر مي باشد و اين موضوع نشان مي دهدكه بخش قابل توجهي از شهرهاي كشورواجد بافت فرسوده مي باشند اين در حالي است كه بافت قديمي شهر كه ممكن است در تعريف بافت فرسوده نگنجد و در عين حال از كارايي كمي برخوردار است در اين محاسبات منظور نشده است.ولي مي تواند در بهسازي كل شهر مورد توجه قرار بگيرد.

  مهم ترین ویژگی های بافت های فرسوده شهری به شرح زیر مي باشد:

  -  ضعف در ویژگی های کالبدی، سیما و منظر شهری

  - كمبود شبکه های دسترسی، زیرساخت ها و تاسیسات شهری

  - سهم پايين بهره مندي از  خدمات شهری و  فقدان برخی خدمات فرهنگی، آموزشی و شهری به لحاظ کمی و کیفی                                               

-   نقش پايين در اقتصاد شهري و فرار سرمايه از بافت

- مشكلات و ناهنجاري هاي اجتماعي و فرهنگي

 علاوه برعوامل فوق  مسائل زیست محیطی و آلودگی هوای این محدوده ها (عمدتا مراکز شهرها) نیز از ديگر ويژگي هاي بافتهاي فرسوده مي باشد

مهم ترین دلایل گسترش توسعه فرسودگي در سال های گذشته و سال های اخیر، عبارتند از:

1-    عدم توجه به ظرفیت های بلااستفاده در محدوده های  با فتهاي قديم و فرسوده و اولویت نیافتن توسعه درون شهری  براي  اسکان سرریز جمعیت در محدوده های مزبور

2-    اتخاذ سیاست های توسعه شهری متصل و منفصل و در نتیجه ایجاد محدوده هايي به عنوان رقبای قوی تحت عنوان مفهوم شمال شهر برای محدوده قدیمی شهرها

3-    عدم سرمایه گذاری شهرداری ها و دستگاه های ارائه دهنده خدمات شهری در جهت اصلاح و بهبود شبکه های دسترسی و اصلاح زیرساخت ها و تاسیسات شهری بافت قدیمی و فرسوده شهرها به رغم وظایف قانونی و وضع عوارض نوسازی و در نتیجه عدم تطبیق ساختار و کالبد بافت قبلی با شرایط زندگی امروزی و بویژه عدم حل مساله عبور و مرور وسایل نقلیه و امدادرسان در داخل محدوده های قدیمی، مرکزی و بعضا میانی شهرها

  4- نبود تعامل و تعریف مشترک در جهت اتخاذ سیاست منطقی برای حفظ و کارآمدی واحدهای با ارزشی تاریخی، فرهنگی و معماری و در یک کلمه «میراثی» به عنوان کانون های احیای بافت های قدیمی، فرسوده و ناکارآمد شهری و عدم اولویت بندی صحیح ارزش ها، باعث عدم تحرک شده و بسیار از پروژه های بهسازی و نوسازی به دلیل اختلاف نظر، متوقف شده و یا انگیزه ای برای ایجاد پروژه های جدید باقی نگذاشته است.

 وجه اشترک همه عوامل مذکور را می توان دلیلي براي از بین رفتن توجیه اقتصادی فعالیت های سرمایه گذاری در محدوده بافت های شهری و خارج شدن آنها از چرخه و حیات اقتصادی شهر جستجو نمود. وقتی کارکرد، ظرفیت و استراتژی توسعه هر شهر مشخص باشد براحتی می توان زمینه های توسعه را در آن پیدا نمود. هر بخش از شهر که قابلیت اقتصادی و سرمایه گذاری لازم را داشته باشد، کم کم شاهد رونق خواهد بود و افراد و نهادهای توانمند به آن بخش روی خواهند آورد. حضور افراد و نهادهای توانمند، به خودی خود باعث عمران و تقویت کالبد منطقه خواهند شد.

انتخاب مناطق فرسوده شهري براي اسكان مهاجران و قشر كم‌ درآمد شهر نشان از افزايش روزافزون مشكلات اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي دارد كه خود تهديدي بزرگ براي شهرهاي مهاجرپذير است.

مناطق فرسوده كه روزگاري بخش مهمي از شهرها را تشكيل مي‌دادند و هويت شهرها به حساب مي‌آمدند اكنون به مناطق ناامني تبديل شده‌اند. در واقع مي‌توان گفت كه هويت شهرها نيز  به نوعي دچار مشكل شده است.

از جمله مشكلات اقتصادي بافت‌هاي فرسوده شهري مي‌توان به وضعيت نامطلوب اشتغال و درآمد و در نتيجه كم‌بضاعتي مالي و اقتصادي ساكنان، موقعيت و ارزش اقتصادي زمين، تغيير الگوي مصرف، سرمايه‌گذاري نامتعادل در امور عمراني شهر، ماليات و عوارض شهري و ضعف همكاري نهادها و مؤسسات اقتصادي، فرهنگي در توسعه اقتصادي- اجتماعي بافت قديم اشاره كرد.

شهرهاي  واجد  بافت فرسوده به تفكيك در جدول زير آورده شده است:

استان

شـهــــــــــر

آذربایجان شرقی

تبریز - میانه - مراغه - بناب - مرند - اهر - عجبشیر- سردورود- سراب - ملکان - هادیشهر - خسرو شهر

آذربایجان غربی

ارومیه - خوی - میاندوآب - بوکان - سلماس - شوط - قوشچی - نالوس - قره ضیا الدین - باروق - نوشین - فیروق - بازرگان- اشنویه - پیرانشهر - تازه شهر سیه چشمه

اردبیل

اردبیل- خلخال - پارس آباد - مشکین شهر - گیوی - جعفرآباد - سرعین - پیله سوار

اصفهان

اصفهان - کاشان - نجف آباد - خمینی شهر - آران - بیدگل- نایین - شهررضا- خورزوق- دستگرد- ایمان شهر - دولت آباد - چمگردان - تیران - خوراسگان - گز

ایلام

ایلام

بورشه

قرچک - شهرقدس - اسلامشهر - تهران - کرج - ورامین

تهران

قرچک - شهرقدس - اسلامشهر - تهران - کرج - ورامین

چهارمحال و بختیاری

بروجن - شهرکرد - فارسان - فرخ شهر - لردگان - فرادنبه - سامان

خراسان جنوبی

بیرجند

خراسان رضوی

نیشابور - سبزوار - مشهد - فریمان

خراسان شمالی

بجنورد - شیروان - آشخانه - اسفراین

خوزستان

اهواز - آبادان - دزفول

زنجان

زنجان

سمنان

سمنان

سیستان و بلوچستان

زاهدان - زابل - ایرانشهر - سراوان - خاش - کنارک - چابهار

فارس

شیراز- لامرد - آباده - فسا - فیروزآباد - مرودشت - استهبان - اقلید - نورآباد - لار - نی ریز - کازرون - جهرم - داراب

قزوین

قزوین

قم

قم - قنوات - جعفریه - کهک - دستجرد

کردستان

سنندج - قروه - بیجار - مریوان - سقز - بانه

کرمان

کرمان

کرمانشاه

کرمانشاه - اسلام آباد غرب - سنقر- کنگاور- هرسین - صحنه- جوانرود- سرپل ذهاب

کهگیلویه و بویر احمد

گچساران - دهدشت - یاسوج

گلستان

گرگان - آزادشهر - علی آباد کتول - کردکوی - بندر ترکمن - آق قلا - گنبد کاووس - گالیکش - مینودشت - کلاله

گیلان

رشت

لرستان

خرم آباد - بروجرد - الیگودرز - دورود

مازندران

ساری - آمل - بابل - قائمشهر - تنکابن - چالوس

مرکزی

اراک - ساوه - خمین - محلات - دلیجان - شازند

هرمزگان

بندرعباس - میناب - بندر کنگ - بندر لنگه - حاجی آباد - رودان

همدان

همدان - رزن - نهاوند - اسدآباد - کبودرآهنگ - بهار - تویسرکان - ملایر

یزد

یزد - شاهدیه - اشکذر - بافق - مهریز - اردکان - حمیدیا - تفت - ابرکوه - میبد

منبع  جدول: شركت مادر تخصصي عمران و بهسازي شهري ايران

 

 

همانطور که گفته شد بافت های مذکور دارای نقاط قوت نیز می باشند. برخی از نقاط قوت بافتهاي فرسوده به شرح زیر می باشد

1- تأمین زمین مورد نیاز: با بكارگيري سیاست های دوباره تنظیم زمین در بافت های فرسوده، امکان تولید زمین جهت ساخت مسکن نیز فراهم می شود. این امر به بهینه سازی استفاده از زمین در سطح شهر نیز منجر می‌شود که امکان افزایش طبقات در بافت فرسوده، تولید زمین برای تأمین تأسیسات شهری، فضای سبز و فضای تنفس در درون بافت های فرسوده فراهم می شود.

2- قدرت جذب نقدینگی و سرمایه های سرگردان: در احیای بافت فرسوده به شرط آنکه در آن از روش های مشارکت مردمی استفاده شود، توانایی جذب سرمایه های سرگردان در بازار مسکن را داراست، در نتیجه می تواند هدف دولت را در جهت جذب چنین سرمایه هایی تأمین کند. باید توجه داشت که این امر سرمایه های سرگردان در بازار مسکن را از سوداگری متوجه تولید کرده، در نتیجه از تأثیرات تورمی ناشی از سوداگری در بازار مسکن نیز کاسته خواهد شد. لازم به ذکر است که بافت های فرسوده به دلیل آنکه در منطقه مرکزی شهرهای بزرگ قرار گرفته اند، پتانسيل خوبي برای سرمایه گذاری دارند.

3- اصلاح شبکۀ معابر و تأمین نیازهای شهری: یکی از مشکلات کنونی شهرهای بزرگ بوژه مناطق مرکزی، مشکلات مربوط به شبکه عبور مرور شهری است که توانایی پاسخ گویی به تراکم موجود را ندارد. احیای بافت، ظرفیت موجود را برای افزایش تراکم شهری ایجاد کرده و لذا دولت برای افزایش تراکم در شهرهای بزرگ ناگزیر از اصلاح شبکه فرسودۀ ارتباطی و در نتیجه اصلاح بافت فرسوده است.

4- تناسب امكانات و تسهيلات شهري: یکی از مشکلات موجود در محلات قدیمی شهرهای بزرگ، عدم مطابقت امکانات شهری با نیازهای روز افراد و ساکنین است. نکته قابل توجه در مورد احیای جامع بافت های فرسوده این است که چون این بازسازی در مقیاس های کلان تر و در حد احیای یک محله چند هکتاری انجام می شود، امکان بازسازی و تأمین امکانات مناسب شهری را فراهم می کند و می تواند طرح های شهری را با ایده های شهرسازانه هماهنگ نماید. در حالی که اکنون و با توجه به مدل های پیش رو، ساخت و ساز در درون شهر، بسیار خرد و کوچک بوده و حتی ساخت و سازهای درون بافتهای فرسوده تنها منجر به اصلاح پلاک شده است و بافت از هیچ گونه اصلاحی برخوردار نیست.

 

با توجه به ظرفیت بالاي بافت های قديم و  فرسوده در شهر تهران و دیگر کلان شهرهای کشور، احیاء و بازسازی این بافت ها می تواند راه حل موثري براي تامين مسكن در این شهرها باشد.  اين بافت‌هاعلاوه بر آن که از طرفی می توانند زمین مورد نیاز جهت تولید مسکن در کلان شهر ها را تأمین نمایند، از سوی دیگر می توانند بخش عظیمی از مشکلات اجتماعی و فرهنگی کلان شهرها را نیز با احیای خود حل کنند. احیای اين  بافت ها از طریق طرح های مشارکتی که ساکنین بافت نیز در ارزش افزودۀ حاصل از احیای آن بهره مند شوند، می تواند روند احیای بافت های فرسوده را از بن بست خارج کند.

از جمله مسائلي كه باعث شده به مسائل و مشكلات اين قبيل بافتها دامن بزند دلايل مديريت شهری است. مهمترين اين دلايل که ریشه در سالیان دراز دارد عبارتند از:

• ضعف در قانونگذاري و ساختارهاي حقوقي؛

• مشكل  نظام مديريت شهري در سطح مديريت ملي؛

• عدم تعريف يك الگو‌هاي توسعه ناحيه‌اي، توسعه منطقه‌اي و توسعه درون‌زا؛

• نفوذ و نقش تعيين کننده جريان‌هاي سوداگر اقتصادي در نظام طرح‌‌ريزي، اقتصاد زمين و اقتصاد شهري؛

• حاکميت نگرش‌هاي نسخ شده و تجارب ناموفق بر نهادهاي الگو دهنده و مسئول شهرسازي؛

• سياست‌زدگي مديريت شهري و ضعف بذنه كارشناسي و مطالعاتي ان؛

 به عنوان مثال سابقۀ نوسازي بافت‌هاي فرسوده در شهر تهران را نمي‌توان مطلوب ارزيابي نمود. از جمله عواملي كه باعث شده نوسازي بافتهاي فرسوده در تهران با مشاركت مردمي موفق نباشد عبارتنداز:

•  احيا ، بهسازي و نوسازي در  كشور فاقد تئوري بوم اورد و نواوري بوده است.

• شهر تهران از دانش و تجربه کافي براي نوسازي بهره‌مند نبوده است.

• شهر تهران در سال‌هاي طولاني فاقد طرح جامع بوده و تمايلات سود جويانه بازار، توسعۀ شهر را هدايت مي‌کرده است.

• طرح جامع و تفصيلي با رويكرد استفاده حداكثري از  بافت فرسوده تهيه نشده است.

• اقتصاد شهري راکد در بافت‌هاي فرسوده موجب محروم ماندن بافت‌ها از اقدامات نوسازي شده است.

اگر چه موارد مذكور در مورد شهر تهران گفته شد اما اين مساله بطور كلي مبتلا به كلانشهرهاي ديگر كشور نيز مي باشد كه بايستي با تدوين اين مسائل و  مشكلات مشترك به يك سياست گذاري كلي و حتي طرح قوانين ، مقررات و ضوابط اقدام نمود تا از برخورد هاي موردي و سليقه اي طراحان و برنامه ريزان و افراد موثر منطقه اي پرهيز شود.

نظر به اهمیت موارد ذکر شده دولت نیز اقداماتی را در این راستا انجام داده است.  برخي  اقدامات انجام شده از شروع دولت نهم تا کنون عبارتند از:

تهيه طرح بهسازي براي بيش از 24000 هکتار بافت فرسوده با اعتباري بالغ بر 50 ميليارد ريال، تهيه طرح توانمندسازي و ساماندهي سکونتگاههاي غير رسمي براي 17000 هکتار با اعتباري بالغ بر 20 ميليارد ريال ، کمک به توسعه شبکه ها ي دسترسي و بهسازي و نوسازي بافتهاي فرسوده 300 ميليارد ريال و ايجاد رديف دائمي ، جذب وام بانک جهاني در اجراي پروژه هاي توانمندسازي سکونتگاههاي غيررسمي به ميزان 140 ميليارد ريال دره شهر ، انتشار اوراق مشارکت در دو مرحله به ميزان يکصد و بيست ميليارد ريال که مرحله اول براي پروژه هاي 10 شهر و مرحله دوم براي 30 شهر بوده است ، در امر تجهيز منابع فاينانس نيز اقدامات مختلفي انجام شده است. است.

راه کارهایی برای نوسازی بافت های فرسوده

 طی سالیان گذشته ،دولتها راهکارهای مختلفی رابه منظور احیا  و بازسازی بافتهای فرسوده شهری تجربه کرده است، اما سطح وسيع بافتهای فرسوده موجود ونیمه کاره ماندن و طولانی شدن اجرای بسیاری از این پروژه ها نشان از ناکافی بودن طرحها و برنامه ها دارد . يك مشکل اصلی پیش روی پروژه هاي  نوسازي و يهسازي بافت،  تامین منابع مالی هنگفت است.

 اگر احیا ، نوسازی و بهسازی بافتهای فرسوده  با همكاري و مشاركت مردم همراه شود ميزان موفقيت ان افزايش مي يابد و تا زمانی که دراحیای بافتهای فرسوده ، منافع ساکنان در نظر گرفته نشود نمی توان به احیای سریع بافتهای فرسوده امید داشت . برای اینکه این اتفاق بیفتد باید دولت و نهاد های عمومی  مسئول (اعم از شهرداری ها و...) اعتماد مردم را بدست بیاورند . علاوه بر رضایت ساکنان باید اجرای اصول شهرسازی ، معماری واقتصادی شهری با توجه به قابلیت سنجی ویژه همان منطقه صورت گیرد و با دیدی همه جانبه ، نسبت به احیای بافت اقدام شود .برای دستیابی به این هدف باید بسترها و زیر ساختها ی لازم برای طرح فراهم شود .

در بررسی چگونگی دستیابی  به مشارکت مردم، به چهار محور زیر بايد توجه داشت:

الف) مشارکت در تصميم سازي ، تصمیم‌گیری و مدیریت؛ به این معنا که مردم را در قالبهاي مختلف در سطح تصمیم‌سازی برای تعیین نحوه برخورد با پروژه شرکت دهیم.

ب) مشارکت در تأمین مالی هزینه انجام طرح‌ها، بايد به اين نكته توجه داشت كه ممكن است توانايي مالي  توده مردم براي اين كار كم باشد لذا بايستي از روشهاي وام هاي بلند مدت و با سود كم استفاده نمود.

ج) مشارکت در تأمین نیروی انسانی؛ از این جهت که بتوان از نیروهای بیکار و جویای کار در محل برای اجرای پروژة ساماندهی بافت فرسوده کمک گرفت و زمينه علاقمندي مردم بافت را بيشتر نمود.

د) مشارکت در منافع؛ ایجاد بستر مناسب برای استفادة تمام دست‌اندرکاران طرح در استفاده از بسترهای ایجاد شده

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 0:31  توسط  مینا حکاکی  | 

كاربرد ژئومورفولوژي در برنامه ريزي شهري

 چکیده

اصولا استقرار شهر وپيدايش يك شهر بيش از هر چيزتابع شرايط محيطي و موقعيت جغرافياي است. زيرا عوارض و پديده هاي طبيعي در شكل گيري ، پراكندگي، حوضه نفوذ،توسعه فيزيكي ، مورفولوژي شهر و امثال آن اثر قاطعي دارند. ايجاد و توسعه شهر در گذشته اغلب ديدگاه خاصي را مورد توجه قرار مي داد و نقطه نظرهاي مخصوصي را طلب مي كرد و در شكل گيري شهرها بيشتر به مطالعات انساني و اجتماعي اكتفا مي شد.ولي امروزه غفلت از مطالعاتي نظير ژئومورفولوژي خسارات هنگفتي را براي شهرها در پي خواهد داشت. موضوع تحقيق مورد نظر كاربرد ژئومورفولوژي در برنامه ريزي شهر مي باشد. در اين تحقيق سعي بر اين خواهد بود كه نقش مطالعات ژئومورفولوژي در شكل گيري، تكامل شهرها، همچنين برنامه ريزي شهري بررسي شود.این مقاله از نظر نوع تحقیق تحلیلی می باشد و با روش توصیفی به تحلیل نقش مطالعات ژئومورفولوژیکی در مکان یابی شهرها،توسعه شهرها و برنامه ریزی شهرها پرداخته است و از منابع کتابخانه ای استفاده شده است.

 کلمات کليدي: ژئومورفولوژي، شهر، برنامه ريزي شهري

مقدمه :

عوامل ژئومورفيك در طراحي نظام فضايي و شكل گيري شهرها موثر بوده است و اين مهم اهميت مطالعات ژئومورفولوژي را در برنامه ريزي شهري و عمران شهري بيش از گذشته  نمايان مي سازد.چرا كه زمين هاي وسيع و گسترده اي كه تركيب شهر را نشان مي دهد خود تابع توپوگرافي و عوامل باز دارنده طبيعي است كه به خودي خود نقش واحدهاي ژئومورفيك را در طراحي شهري بارزتر كرده است و لذا براي اين مهم به مطالعه واحدهاي ناهمواري ها و انواع شهرها پرداخته شده است كه بيانگر نقش عوامل ژئومورفولوژيك در سطوح برنامه ريزي شهري است كه هم در نظام فضايي و توزيع مكاني كاربري ها در داخل شهر مي تواند موثر باشد و هم در ريخت شهر اثر گذار است. پس يكي از اساسي ترين مطالعات پايه در آمايش شهرها شناسايي عوامل ژئومورفولوژيك و مطالعات آنهاست. در واقع ويژگي هاي ژئومورفيك و توپوگرافيك يك مكان جغرافيايي نه تنها در پراكندگي ويا تجمع فعاليتهاي انساني موثر است ، بلكه در نهايت يكي از عوامل موثر در شكل و سيماي فيزيكي ساختهاي فضايي نيز بشمار مي آيد. بعلاوه برنامه ريزي هاي زير بنايي شهر به دور از تاثيرات شرايط توپوگرافي نبوده و نيست ، زيرا توپوگرافي محل و جهت گيري ناهمواري ها در مسائلي نظير ساخت و ساز شهري و يا ارگانيسم جابجايي جمعيت و غيره نقش انكار ناپذيري دارد.

 اهميت مطالعات ژئومورفولوژي در برنامه ريزي عمران شهري

 شهرها ، زمين هاي وسيع و گسترده اي را به خود اختصاص مي دهند. اين زمينها از تركيب واحدهاي مختلف توپوگرافي و ژئومورفولوژي تشكيل مي يابند. هر اندازه كه شهرها توسعه يابند و گسترش پيدا كنند‌، برخورد آنها با واحدهاي گوناگون توپوگرافي و ژئومورفولوژي و موضوعات مربوط به آن ها زياد تر مي شود. واحدهاي ژئومورفولوژي هميشه با پويايي و ديناميسم محيط طبيعي در ارتباط است.هر گونه اقدام در راستاي توسعه و عمران شهرها، به نحوي با پويايي و ديناميسم مذكور و در نتيجه با پديده هاي ژئومورفولوژي تلاقي مي كند. اخبار مربوط به جريان سيل در اكثر شهرهاي جهان به چشم مي خورد. درفروردين ماه 1368 و بار ديگر در بهمن ماه 1369 و هكذا در سالهاي 1370و 1371 و 1372 سيل خرابيهاي فراواني به شهرهاي استان سيستان و بلوچستان ، كرمان ، هرمزگان ، ‌ شمال ايران و آذربايجان وارد آورده. در پاييز 1369 بخشي ار نواحي شمال ايران خسارات سنگيني در اثر جريان سيلاب هاي هولناك تحميل كرد و بسياري از روستاهاي آذربايجان غربي طعمه سيل هاي مهيب ، در بهار سال 1372 گرديد. ساير شهر هاي ايران نيز گاه و بيگاه تز به رته افتادن سيل خسارات فراواني مي بينند و يا لااقل با مشكلات زيادي روبرو مي شوند. لذا با مطالعه آمايش سرزمين از منظر ژئومورفولوژي مي توان بسياري از خسارات و تلفات جاني اجتناب كرد.

 عوامل ژئومورفيك بازدارنده در عمران و توسعه شهري

 عمدتا ، دو نوع مانع و تنگنا سر راه عمران شهري وجود دارد مطالعه بخشي از موانع ، منحصرا در قلمرو دانس ژئومورفولوژي نيست ولي به نوعي با آن در ارتباط است، مانند توپوگرافي،‌ مناطقي كه در مواقع طغياني در زيرآب غرق مي شوند، شرايط آب و هوايي ( مه آلود بودن،‌ برگشت حرارتي به طور متواتر،‌ رطوبت ، يخ بندان ، بهمن ) ، خطرات ناشي از فعاليتهاي آتش فشاني ( بارانهاي خاكستر ، جريان گدازه هاي آتش فشاني، جريان ابرهاي سوزان، جريان لاهار) ، تغيير شكل هاي تكتونيكي كه هنگام بروز زلزله انجام مي شود و ... اغلب پديده هاي ياد شده گر چه در قلمرو ديگري از نظامهاي علمي مطالعه مي شود ولي دخالت آنها در توسعه و عمران شهري ، به عنوان تنگنا بعضا در غالب مسائل ژئومورفولوژي مطرح مي گردد. مثلا يخ بندان ، ذوب يخ ، تغييرات درجه حرارت، بهمن كه در محدوده آب و هوا شناسي بررسي مي شوند با ايجاد نوعي تخريب و تغيير شكل از عوامل ژئومورفولوژي نيز بشمار مي ايد، يا روانه آتش فشاني، خاكسترها و پرتابه هاي آتش فشاني ،‌در عين حال كه به زمين شناسي مربوط است،‌ جزو عوامل ژئومورفولوژي به حساب مي آيد  پس در بررسي عميق تر مي توان ذر اجزاي مختلف ژئومورفولوژي مسائل بسياري در جهت توسعه و آباداني شهر مطالعه نمود.

 نقش واحدهاي ژئومورفيك در طراحي و برنامه ريزي شهري

 بطور كلي واحدهاي ژئومورفيك و عناصر توپوگرافيكبصورت زير بر يك شهر اثر مي گذارند،‌ كه با توجه به آنها مي توان براي شهر هاي موجود و يا شهر هاي آتي اقدام به برنامه ريزي نمود:

1- تاثير در تكوين ، پيدايش و بعبارت دقيقتر مكان يابي و جايگزيني شهرها

2- اثر گذاري بر توسعه فيزيكي سكونتگاههاي شهري و تعيين سمت توسعه آنها

3- نقش پردازي در الگوي پراكنش و توزيع فضايي شهرها،‌ حوزه نفوذ و ارتباط نقاط شهري

4- متاثر ساختن سازه ها‌،‌ تاسيسات و شرايط خدوت رساني شهرها

5- تاثير در مورفولوژي و نقشه ( ساخت و بافت ) شهري

6- اثر نهادن بر فعاليتهاي اقتصادر شهر

7- كاربرد در شناسايي مراكز فراغتي و استراحتي پيراموني شهرها

 واحدهاي ناهمواري و انواع شهرها

 استقرار و پيدايش يك شهر بيش از هر چيز تابع شرايط محيطي و موقعيت جغرافيايي است. مي دانيم كه موقعيت جغرافيايي علاوه بر موقع رياضي، موقع طبيعي ( وجود يك سلسله پديده طبيعي ) راهم در بر مي گيرد. عوارض و پديده هاي طبيعي در مكان يابي، پراكندگي، حوزه نفوذ، توسعه فيزيكي، مورفولوژي شهر و امثال آن اثر قاطعي دارند. بدين معني كه گاه بعنوان يك عامل مثبت و زماني بصورت يك عامل منفي و بازدارنده عمل مي كنند. عمده ترين عناصر موقع طبيعي عبارتند از : فلاتها،كوهها، تپه ها ، چاله ها و دره ها، دشتهاي مسطح ( پديپلين ها )، دشتهاي پايكوهي، جلگه ها و سواحل،‌ارتفاع و شيب زمين ، رودخانه ها و مسيل ها، مخروط افكنه ها،‌ماسه زار ها، پلايا و كوير،‌باتلاق، ‌مرداب،‌ تالاب ، ‌نيزارو‌جنگل ، ‌درياچه،‌ دريا و امثال آن . تقريبا اكثر عوارض و پديده هاي فوق الذكر به عنوان واحدهاي اصلي ژئومورفيك و عناصر توپوگرافيك تشكل دهنده ناهمواري هاي زمين به شمار مي آيند. اين اشكال و ويژگي هاي توپوگرافيك انها قبل از هر چيز بر مكان يابي و پيدايش شهر اثر مي گذارند و در واقع مقر يا نشستگاه شهر مكاني است كه به مقتضاي توپوگرافي محل به اشغال انسانها در آمده اند و نطفه شهر همانجا تكوين يافته، ريشه دوانده و بالاخره توسعه يافته است. بنابراين در رابطه با واحدهاي اصلي ناهمواري ها و نقش انها در پيدايش و تكوين شهرها مي توان انواع شهرها را از هم تفكيك نمود.

 شهرهاي كوهستاني

 بطور كلي تيپولوژي شهرهاي كوهستاني بصورت متمركز و ليكن باز مي باشد. بدين معني كه شهرهاي مذكور به دليل محدوديت فضا و زمين به صورت فشرده و متمركز در مكاني معين شكل گرفته اندو نسبت به شهر هاي مناطق پست نيز غالبا فاقد برج و بارو يا حصار هستند، به اين ترتيب به صورت باز و داراي ويژگي خود حفاظي مي باشند. علت اين امر كوهستاني بودن محيط و مشكلات دسترسي به اين مناق است. شهرها در اين مناطق توسعه چنداني نيافته اند و تعداد انها محدود و اندك است. در سكونتگاههاي شهري مناطق كوهستاني مورفولوژي ( ساخت و بافت ) شهر به دليل محدوديت فضا و زمين، بصورت نامنظم، بي قواره، متمركز و با بافتي متراكم در مكان معين خود نمايي مي كند. در اين مناطق ساخت شهر فاقد شكل هندسي خاص و منظم بوده و گاه حتي بصورت هسته هاي پراكنده خود نمايي مي كند بخصوص زماني كه محدوديت فضايي بسيار زياد است. بهترين نمونه اين حالت مي توان در شهر هاي مسجد سليمان، ميگون و فشم ( دره جاجرود‌) مشاهده كرد.رشد و توسعه عمودي شهر نيز ( به دليل ناپايداري دامنه ها ويا عدم امكان ايجاد فونداسيون هاي عميق براي احداث ساختمان هاي مرتفع ) معمولا بسيار ناچيز و اندك است. در رابطه با آمايش مناطق كوهستاني و شهرهاي مستقر در اين نواحي بايد اذعان نمود كه تا اين اواخر سرزمينهاي مرتفع در مباحث مربوط به برنامه ريزي ها، سياست گذاري ها و طراحي ها از نظر دور مانده اندو صرفا فعاليتهاي خصوصي و فردي در چنين سطوحي متمركز بوده است. اين مناطق اساسا بعنوان نواحي نسبتا نا مرغوب ارزيابي شده اند و اجراي برخي از طرحها و پروژه ها نظير جنگل كاري نيز مربوط به توسعه بوده است. بنابراين ملاحظه مي گرددكه آمايش اين مناطق اصولا فاقد برنامه ربزي و فقط در برخي نواحي تا حد بسيار زيادي تحت تاثير «نيروهاي بازار آزاد» بوده است . يك چنين بهره برداري هاي آزاد و خصوصي عمدتا شامل فعاليتهاي كشاورزي محدود،‌ جنگل كاري تجاري، بهره برداري پراكنده از معادن و امثال آن مي شود.سه نوع استفاده رايج ومعمولي از سرزمينهاي مرتفع عبارتند از :

1- استقرا ر شهر يا شهركهاي توريستي، تفرجگاهي، ورزشي، درماني و استراحتگاهي. امروزه شهرهاي كوهستاني مجاور شهرهاي بزرگ، با برخورداري از عامل ارتفاع، توپوگرافي خاص و اب و هواي سالم مي توانند نقش ييلاقي، فراغتي و تفريحي مهمي بر عهده بگيرند. فعاليتهاي توريستس اين گونه شهرها م توانند در برنامه هاي كوتاه مدت، ميان مدت و بلند مدت تنظيم گردند.يكي ديگر از رايج ترين و در عين حال كارامدترين نقش ها  در شهرهاي كوهستاني بهره گيري از توان معدني و كان سار هاي انهاست. 2- اجراي طرحهاي مربوط به جنگل كاري و جنگل داري، ايجاد و يا تثبيت جنگل هاي بومي و يا غيره و همچنين احياي جنگل ها از جمله اقدامات مهم و لازم براي مناطق كوهستاني است. با اجراي چنين پروژه هايي اصلاح خاك، كنترل رواناب و سيلاب ( آبخيزداري ) ‌و بطور كلي حفظ و تعادل محيط زيست، بالاخص براي شهرهاي كوهستاني امكان پذير است. 3- اجراي طزحها و پروژه هاي مربوط به استفاده منابع آب، توسعه منابع اب كوهستاني بعلت فراواني و كيفيت نسبتا خوب مي تواند مورد استفاده هم شهروندان شهرهاي كوهستاني و هم ساكنين مناطق پست قرار گيرد. بطور مثال مي توان احداث سدهاي مخزني، تنظيمي و انحرافي را از پروژه هاي عمده توسعه منابع آب در اين مناطق به شمار مي رود.

 شهرهاي پايكوهي

 مناطق پايكوهي شامل زمينهايي مي شوند كه نسبت به توده هاي كوهستاني مجاور ارتفاع كمتري دارند و با يك شيبنسبتا ملايم از كوهها فاصله مي گيرند. كنيك، مخروطافكنه، باهادا و گلاسي ( دشت سر ) از عمده ترين عناصر ژئومورفيك پايكوهها هستند. اين دسته از ناهمواري هاي سطح زمين در اكثر كشورها و بالاخص در ايران نقاط جاذب براي استقرار سكونتگاههاي شهري بشمار مي ايند. شهرهاي مستقر در دشتهاي پايكوهي از نظر زمين و فضا مشكلات كمتري نسبت به شهرهاي كوهستاني دارند. گسترش و توسعه فيزيكي اين نوع سكونتگاهها معمولا از يك سمت با مانع هايي برخورد مي كند. در قسمت بالا دست دشتهاي پايكوهي، وجود كوه،‌ شيب زياد،‌ تخته سنگها، و قلوه سنگها و بطور كلي واريزه ها و رسوبات دانه درشت از موانع و تنگناهاي عمده توسعه فضايي به شمار مي ايند. از اين رو در اين بخشها شهر به كندي گسترش مي يابد. اما در عوض از سه سو و بالاخص به سمت دشت تقريبا مانعي بر وسعت يافتن شهر وجود ندارد. وجود ارتفاع و شيب نسبتا مناسب، حضور آبرفتهاي نسبتا حاصلخيز و غنب از اب، سهولت دسترسي و ارتباطي ( فقدان موانع طبيعي )، شرايط نسبتا مطلوبي را باي آمايش سرزمين اين نواحي فراهم آورده است.  اما بهنگام برنامه ريزي و طراحي شهري در اين مناطق بايد مشكلات و تنگناهاي ژئومورفولوژيك ان را هم دقيقا مورد توجه قرار دهيم از جمله : نخست انكه چون اكثر كونتگاههاي پايكوهي برروي سطوح ابرفتي نسبتا شيب دار نظير مخروط افكنه ها قرار دارند لذا ساخت و ساز در انها تا اندازه اي مشكل است. دخالت نيرو هاي دروني و تكتونيكي مثل زلزله ناپايداري اين سرزمينها را تشكيل مي نمايد و با علم  بر اينكه معمولا در حد فاصل كوهها و دشتها ( يعني مناطق پايكوهي ) گسل هاي ماكر و سراسري و گاها فعال وجود دارند لذا آسيب پذيري شهر هاي پايكوهي در برابر زمين لرزه در حد قابل توجهي است. گسلهاي درو نه ( در پايكوههاي كوهسرخ كاشمر و ايران مركزي )، نايبند ( در امتدادرشته كوه شتري در شرق طبس )، آبيك فيروزكوه ( در امتداد البرز) و امثال ان نمونه هايي از گسلهاي سراسري پايكوهه هستند. دومين مسئله اين نوع سكونتگاههاي شهري اين است كه چون اكثر انها بر روي مخروط افكنه قرار گرفته اند، لذا ابهاي فرو در راس مخروط (‌ اب بارندگي، پساب ها و فاضلابهاي خانگي و صنعتي و غيره )‌ مجددا در قاعده و پايين دست مخروط بالا آمده و ظهور مي كند. اين مسئله نه تنها باعث ايجاد شرايطي نظير آب گرفتگي، غرقاب شدگيري، ‌نم كشيدگي و در نتيجه تخريب تدريجي بناهاي پايين دست مي شود بلكه آلودگي محيط زيست و بروز بيماري هاي ناشي از رطوبت زياد را باي ساكنين آنها موجب مي گردد. چنين شرايطي در حال حاضر در پايين دست مخروط افكنه تهران ( در واقع جنوب شهر) و مخروط افكنه شهر مشهد شاهديم. معضل سوم انكه مخروط افكنه ها چون در محل خروج رود از كوه تشكيل مي گردند. لذا بهنگام افزايش دبي رود و طغياني شدن ان در معرض سيلاب هاي خانمان برانداز قرار مي گيرند. به عنوان مثال سيل خرداد 1371 نه دره ( محله آب و برق مشهد ) تعداد زيادي از بنا ها را ويران نمود و بر اثر ان عده اي جان باختند.

 شهرهای جلگه و دشت:

پدیپلین ها یا دشت های بزرگ مسطح،سطوح پست و هموار و کم شیبی هستند که به ویژه در مناطق معتدله و مرطوب،شرایط مساعدی را از نظر استقرار سکونتگاهها،طرق ارتباطی و غیره فراهم می آورند.البته لازم به ذکر است که دشت های مناطق خشک و بیابانی(مانند اکثر دشت های ایران) به دلیل عدم مساعدت سایر عناصر جغرافیایی،شرایط چندان مطلوبی برای تشکیل کانون های شهری بدست نمی دهند.به همین علت در این نواحی حیات انسانی تنها در واحه ها مقدور است.جلگه ها نیز تقریبا مشابه دشت ها هستند و در واقع عبارتند از دشت های هموار بین کوهستان و دریا که دارای شیب ملایم و کم،چهره ای یکنواخت وخصایص جغرافیایی هماهنگ هستند.بنا بر این دارای توپوگرافی ملایم،هموار و همگن بوده و معمولا دارای شرایط جغرافیایی(آب سطحی و زیرزمینی،خاک،پوشش گیاهی و غیره) خوب و مساعد هستند.به طور کلی در دشت ها و جلگه های وسیع و پهناور،تعداد و تراکم شهر ها قابل توجه است.توزیع فضایی این نوع سکونتگاهها نسبت به مناطق کوهستانی منظم تر ولیکننسبت به نوع پایکوهی از نظم کمتری برخوردار است.این شهرها به دلیل عدم محدودیت فضایی و فقدان عوارض طبیعی منحرف کننده در جهات مختلف گسترش یافته و غالبا بافتی گسسته دارند.

            طراحی و برنامه ریزی شهری در دشت ها و جلگه ها نسبت به تیپهای دیگر از دشواری های به مراتب کمتری برخوردار است.وجود زمین های هموار،کم عارضه و کم شیب نیاز به عملیات آماده سازی،تسطیح زمین،زیرسازی و مواردی از این قبیل را برای اکثر فعالیتهای انسان به حداقل رسانده است.از این رو عملیات احداث انواع جاده وبالاخص راه آهن،استقرار فرودگاه(که در شهر های کوهستانی و  امثال آن با مشکلاتی روبروست).فعالیت های ساختمانی و عمرانی و سطور کلی انواع ساخت و سازهای شهری (خیابان کشی و تعبیه معابر وگذرگاه های درون شهری،انتقال خطوط آبرسانی،برق رسانی،گاز رسانی و غیره)به سهولت است و با صرف کمترین هزینه و زمان امکان پذیر است.البته در بعضی موارد استثنایی احداث پاره ای از تاسیسات مانند شبکه فاضلاب شهری(اگو)و امثال آن به دلیل فقدان شیب لازم(بویژه در پدیپلین ها) نیازمند شیب بندی مناسب و اصلاحات و تغییراتی در سطح زمین می باشد که طبعا وقت و تکنیک برتری را می طلبد.شهر های مستقر در دشت ها و جلگه ها(بخصوص در مناطق مرطوب و معتدله) کمتر از بقیه تیپهای شهری دچار حوادث طبیعی ژئومورفیک می شوبد.زیرا اگر رودی در اآن باشد،به علت شیب بسیار کم،آرام و تقریبا بدون طغیان خواهد بود.مشکل دیگر این گونه شهر ها این است که در برخی نقاط برداشت بیش از حد از آبهای زیرزمینی دشت،موجب فرونشینی زمین بخصوص در زیر پیکره شهر،و در نتیجه تخریب بناها می شود.شهر هایی که در دشتها و جلگه های مناطق خشک و نیمه خشک قرار گرفته اند،مشکلات بیشتری دارند.در صورت وجود رود یا خشک رود،به علت وجود بارندگی های کانوکشنال(عروجی و تشنجی) ،احتمال وقوع سیل افزایش می یابد.علاوه بر مشکل فرونشینی ناشی از برداشت بی رویه آبهای زیرزمینی،حرکت ماسه های روان،پیشروی کویر و مواردی از این قبیل،از دیگر عوامل مزاحم و مخرب در این شهر ها به شمار می آیند.

 شهر های ساحلی:

شهر های واقع در کنار دریا از موقعیت ویژه ای برخوردار هستند.انها در خط ساحلی،یعنی خط برخورد و محل طلاقی دو محیط جغرافیایی متفاوت(خشکی و آب) استقرار یافته اند و لذا از هر نقطه متاثر از شرایط محیطی این دو فضای جغرافیایی هستند. شهر های ساحلی از بعضی جهات مشابه شهر های پایکوهی و یا شهر های جلگه ای باریک می باشند.از جمله پراکنش طولی یا خطی این شهر ها و تبعات آن،یکی از این وجوه تشابه به شمار می روند.

                سکونتگاه های شهری سواحل را با توجه به شرایط توپوگرافی و ژئومورفیک ساحل(نوع ساحل) می توان در دو گروه قرار داد.:دسته اول شهر های مستقر در سواحل جوان و کوهستانی را شامل می شود.گروه دور شهر های استقرار یافته در سواحل پست و پلاژدار(سواحل شنی و ماسه ای) می باشد.به طور کلی سمت توسعه شهر های ساحلی از شرایط توپوگرافیک و ژئومورفیک خط ساحلی و بخش پس کرانه ای تبعیت می کند.شهر های ساحلی به تناسب اینکه پسکرانه ها هموار یا کوهستانی در خشکی داشته باشند،شکل متفاوتی به خود می گیرند.از مشکلات و تنگنا های ژئومورفیک عمده در شهر های ساحلی می توان به تسلط هوا زدگی و تخریب شیمیایی بالاخص در شرایط شرجی(مثل بندر عباس)، تخریب و خورندگی حاصل از جریان دریایی و امواج،تسونامی یا آبلرزه(شهر های ساحلی ژاپن)، خیزش و پیشروی آب(در چنین شرایطی احداث دیواره های ساحلی یکی از مهم ترین اقدامات لازم به شمار می آید) بالاخص در سوالح پست(مثل سواحل دریای خزر) و امثال آن اشاره نموده و برنامه ریزان شهری باید به آن توجه داشته باشند.

شهرهای دره ای:

 اکثر دره های ساختمانی یا غیر ساختمانی معمولا توسط یک رود و شعبات آن  اشغال گردیده اند.این شبکه های آبی،تحولات ژئومورفولوژیکی دره ها را بر عهده داشته و در این رهگذر دشت های سیلابی بزرگ و کوچکی را در امتداد دره های عریض گسترانیده اند.این دشت های سیلابی به دلیل دارا بودن شرایط نسبتا مطلوب به تصرف انسان درآمده و بدین ترتیب انواع سکونتگاه های شهری و یا روستایی برروی آنها ظهور یافته اند.بعضی دره ها بسیار کم عرض و بنا به دلایل مختلف از جمله امنیت،محل استقرار سکونتگاه های شهری و روستایی گردیده اند.بعنوان نمونه می توان به شهر ماکو در نزدیکی مرز بازرگان(مرز ایران و ترکیه) و یا شهر کلات واقع در یک ناودیس معلق در شمال خراسان اشاره نمود.در این گونه شهرها محدودیت فضا و زمین به شدت به چشم می خورد و لذا توسعه فیزیکی شهر با موانع و تنگناهایی مواجه است.از جمله مشکلات ژئومورفیک دیگر این گونه شهرها ریزش تخته سنگها،زمین لغزش،امکان ضعیف استفاده از آبهای زیرزمینی به صورت قنات،آلوده شدن آب رودخانه بر اثر هدایت فاضلاب(به طور مستقیم و غیر مستقیم) به داخل آن و غیره می باشد.به طور کلی شهرهای دره ای از برخی ویژگی های مثبت برخوردارند.از جمله اینکه شهرهای مذکور از نظر آبهای سطحی(به شرط دائمی بودن و دبی قابل توجه) مشکلی ندارند.دیگر اینکه،چنین سکونتگاههایی به دلیل استقرار در کی کریدور(راهرو)، تقریبا به طور دائم در مسیر جریان هوا و بادهای دره ای قرار دارند ولذا آلودگی هوا نمی تواند بر سطح شهر پایدار بماند.

 شهرهای مستقر در فرورفتگی ها

برخی از اشکال ناهمواری مثل دولین و امثال آن به صورت چاله طبیعی تقریبا بسته،خودنمایی می کنند.این فرورفتگی ها که معمولا به شکل نعلبکی یا نشستگی می باشند،بنا به دلایلی از جمله دارا بودن حصار طبیعی و نقش امنیتی از دیرباز به تصرف انسان و زیستگاه وی   درآمده اند.شهرهایی مثل شیراز،آنکارا و نظایر آن تقریبا در چنین وضعیتی از توپوگرافی تکوین یافته اند.اگر این فرورفتگی ها وسیع بوده و کف هموار و صافی داشته باشند(مثل پولیه)،در این صورت شهر تقریبا خصوصیات شهرهای جلگه ای و دشت را دارد.ولیکن اگروسعت آنها کم باشد،شهر با تنگناهای خاصی مواجه می گردد.محدودیت فضا و زمین یکی از این تنگناها است که موجب می شود توسعه فضایی شهر به کندی و به سمت دامنه های ارتفاعات پیرامونی صورت بگیرد.نتیجه نهایی چنین وضعی،غلبه رشد عمودی به افقی ،ساخت مدور،بافت ستاره ای و پیکربندی کاملا متمرکز و فشرده،در این نوع سکونتگاهها می باشد.اگر فرورفتگی به اشغال در آمده توسط شهر از نوع کارستی باشد،مشکل دیگری که شهر را تهدید می کند فرونشینی ناشی از انحلال و خورندگی و در نتیجه نشست و تخریب بناها خواهد بود.این وضعیت مسائل کمی و کیفی آبهای زیرزمینی را نیز تحت الشعاع قرار می دهد.مشکلات ناشی از فرآیندهای ژئومورفیک و دینامیک دامنه ای نیز از عوامل مزاحم ر پروژه ها و آمایش شهری به شمار می آیند.

نتیجه گیری:

هرگونه برنامه ریزی شهری،روستایی و آمایش سرزمین،مدیریت محیط و استفاده از توان های محیطی ،زمانی نتایج مطلوب را به دنبال خواهد داشت که مطالعات ژئومورفولوژی را مبنای مطالعات خود قرار دهد.مهم ترین هدف برنامه ریزان شهری،تامین رفاه شهرنشینان به وسیله ایجاد محیطی بهتر،سالم تر و مساعدتر است.شایسته است قبل از ایجاد،تکامل و توسعه شهرها یا پروژه هایی که به سرمایه کلان و شرایط ایمنی بیشتری نیاز دارند،علاوه بر مطالعات دیگر،به پژوهش های ژئومورفولوژیکی نیز توجه خاص شود.زیرا اغلب فرآیندهای ژئومورفولوژیکی در شرایط عادی خود را بروز نمی دهند و به صورت مخفی باقی می مانند.ولی در شرایط مناسب باعث بروز حوادث ناگوار می گردند.ایجاد و توسعه شهرها در گذشته اغلب دیدگاه های خاصی را مورد توجه قرار می داد و نقطه نظر های مخصوصی را طلب می کرد.در شکل گیری و تکامل شهرها،بیشتر به مطالعات انسانی و اجتماعی اکتفا می شد،ولی امروزه غفلت از مطالعات ژئومورفولوژیکی،خسارات هنگفتی را برای شهرها در پی خواهد داشت.لازم به ذکر است که آثار و پیامدهای زیست محیطی و خسارات جانی و مالی وارد شده به خاطر عدم توجه به دانش و اطلاعات ژئومورفولوژیک در برنامه ریزی شهری نه تنها زیان بار است،بلکه بی توجهی آشکار به علم ژئومورفولوژی،می تواند وضعیت شهر را وخیم و فاجعه بار نماید.

 منابع:

 1.رجایی،عبدالحمید،1373،کاربرد ژئومورفولوژی در آمایش سرزمین و برنامه ریزی محیط،نشر قومس،چاپ اول.

2.زمردیان،محمد جعفر،1383،کاربرد جغرافیای طبیعی در برنامه ریزی شهری و روستایی،انتشارات پیام نور،چاپ پنجم.

3.خسروی یونس،اشنویی امیر،1387،پدیده های ژئومورفولوژیکی و تاثیر آنها در شکل گیری و تکامل شهر،مجموع مقالات اولین همایش ملی،جایگاه مطالعات ژئومورفولوژیکی در آمایش سرزمین و مدیریت محیط،گروه جغرافیای دانشکده ادبیات و علوم انسانی،دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز.

4.رنجبر محسن،آصف زیدی،1387،بررسی نقش ژئومورفولوژیی و توان های محیطی با استفاده از مدل فازی (مطالعه موردی شهرستان آستارا)،مجموئه مقالات اولین همایش ملی جایگاه مطالعات ژئومورفولوژیکی در آمایش سرزمین و مدیریت محیط،گروه جغرافیای دانشکده ادبیات و علوم انسانی ،دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز.

5.عباسی داوود،1386،بررسی نقش عوامل ژئومورفولوژیک در آمایش سرزمین،مجموئه مقالات اولین همایش علمی جغرافیا و آمایش سرزمین ،دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان.      

        

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 14:21  توسط  مینا حکاکی  | 

بنام خالق هستی

اين كتاب در 8 فصل تهيه شده است.

فصل اول با عنوان ( فلسفه، پارادایم و جغرافیا ) ابتدا با تعريف هايي از فلسفه و قلمرو ان و فعاليتهاي فلسفي  شروع شده است و بعد به مفهوم جغرافيا و تعاريفي از علم جغرافيا و تفكرات فلسفي جغرافيا پرداخته است و در ادامه به ارايه تعريفي از پارادايم،‌مراحل سير تكويني ان، پارادايم هاي جغرافيايي،‌ مثالواره جغرافيايي،‌مناسبات ميان جغرافيا و ساير رشته هاي علمي ، تقابل علوم اجتماعي و علوم طبيعي در جغرافيا،‌ نگرش سيستمي در جغرافيا و مقايسه ان با روش تحليلي و در اخر هم به تحول علم جغرافيا در سال 1966 پرداخته است.  از جمله ايرادهايي كه در اين فصل وجود دارد توضيح كم در مورد پارادام هاي جغرافيايي است.

فصل دوم كتاب با عنوان (‌عوامل اجتماعی و تفکرات جغرافیایی ) و نويسنده در اين فصل ضمن مروري كوتاه بر تاريخچه تفكرات كيهان شناسي در قرون وسطا،‌ به مباحثي چون صاحب نظران جغرافيا و نقش انها در تفكر و انقلابات علمي جغرافيا،‌نگرش و نظامهاي نو در جغرافيا، انجمنهاي نو و مسير استعماري،‌ جغرافيا ي انارشيسم در تقابل با داروين اجتماعي پرداخته است. در اين فصل در مورد جغرافيا ي انارشيسم  بحث كمي كرده بود بخاطر اينكه نويسنده بيشتر از مكتبهايي كه باعث شده بودند ظلم بيشتري به انسانها وارد شود نوشته بود از جمله مكتب هاي جبر جغرافيايي.

فصل سوم ( مفاهيم نو در جغرافياي نو ) در اين فصل از مباحثي چون جغرافيا و اقتصاد سياسي،‌نيهيليسم جغرافيايي، ديدگاههاي موجود در جغرافيا از جمله تجربه گرايي- تفسيري و انتقادي،‌معرفي جغرافياي سيستماتيك،‌روابط شاخه هاي مختلف جغرافيا با ساير رشته هاي علمي، جغرافياي پست مدرنيته‌،‌جغرافيا و كثرت گرايي بحث مي كند . در اين فصل از مفهوم ناحيه و محيط سخن به ميان امده كه تكراري مي باشد به دليل اينكه در فلسفه جغرافيا در مورد انها بحث شده بود.

فصل چهارم كتاب ( تحليلي بر تعريف جغرافيا ) ‌در اين فصل به تعاريفي از چشم انداز و قلمرو هاي و مكتبهاي ان، ‌نقد مكتب چشم انداز،‌ تعريفي از علم جغرافيا و مكتبهاي مربوط به اين تعريف (‌جغرافيا به منزله علم كورولوژي،‌تعريفي از از علم جغرافيا بوسيله دو جغرافي دانا ايراني پاپلي يزدي كه ديدگاه اكولوژيك دارد و تعريف ديگر از خود نويسنده )‌ مي پردازد.

فصل پنجم ( باز ساخت جغرافيايي،‌ مفهوم كليدي در تحليل هاي جغرافيايي)‌ در اين فصل به تعريف وقلمرو باز ساخت ،‌جغرافياي راديكال و امر باز ساخت،‌ باز ساخت و چشم انداز جغرافيايي يك ايدئو لوژي و باز ساخت و فرمهاي شهري – ناحيه اي مي پردازد.

فصل ششم ( جبر محيطي،‌امپرياليسم و امكان گرايي ) اين مفهوم با تحليل و نگرش مالتوس و نگرش اگزيستانسياليسم شروع مي شود و در ادامه نويسنده در مورد امپريالسيم غربي و شكوفايي جبر محيطي،‌ نظريات موريس ديويس‌،‌ هانتينگتن و جبر محيطي، مكتب امكان گرايي و... به بحث و  بررسي مي پردازد. در اين فصل بيشتر به مكتبهاي جبر محيطي پرداخته شده تا مكتبهاي انساني.

فصل هفتم ( مكان و فضا ) اين دو از مفاهيم مهم در جغرافيا مي باشند در اين فصل به خصيصه ها، ماهيت،‌هويت مگان و شكل گيري و پراكندگي مكانها و مكان از ديدگاه دانشمندان،‌ پراكندگي فضايي،‌درون مايه فضا،‌ ساختار فضايي، عوامل موثر در پخش فضا سخن به ميان امده است.

فصل هشتم ( جغرافياي ناحيه اي نو ) از مفاهيم مهم در جغرافيا است. در مورد جغرافيا ناحيه اي نو مي باشد و دراين فصل به انديشه هاي جغرافيايي و مفهوم ناحيه،  نكات اساسي در مورد ناحيه،‌ ناحيه بندي طبيعي،‌ مشكلات اساسي در جغرافياي ناحيه اي و .... پرداخته شده است.

از جمله ايرادهاي وارد بر كتاب :

- نويسند در نوشتن كتاب از منابع لا تين زياد استفاده كرده و بيشتر اثار نويسندگان خارجي را ترجمه كرده است.

-  در مورد جغرافياي كشور هاي جهان سوم ( از جمله ايران ) سخني به ميان نياورده است.

-  بيشتر به مكاتب جبر محيطي پرداخته است.

- نتيجه گيري در پايان هر فصل بيشتر شبيه هدفهاي رفتاري است كه در اوايل فصل كتابهاي منتشر شده از دانشگاه پيام نور مي باشد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم دی 1389ساعت 23:18  توسط  مینا حکاکی  | 

نقد كتاب قلعه حيوانات

كتاب قلعه حيوانات ظاهرا داستاني راجع به حيوانات است. داستان در مورد انقلابي است كه با شكست مواجه مي شود و بر اساس انقلاب روسيه و سوء استفاده جوزف استالين از قدرت به رشته تحرير در امده است. پيام كلي اين كتاب اين است كه تمايل انسان به قدرت مانع از شكل گيري جامعه بي طبقه مي شود.در ابتدا گروهي از حيوانات مزرعه مورد بد رفتاري صاحب مزرعه قرار مي گيرند انقلاب مي كنند و قوانيني را براي پايه گذاري جامعه اي مبتني بر مساوات و برابري به تصويب مي رسانند ولي اين قوانين به تدريج زير پا گذاشته مي شوند.

قلعه حيوانات با اين مضمون شروع مي شود كه يكي از حيوانات بنام ميجر خوابي مي بيند ( خوابش به دوران اينده مربوط مي شد زماني كه نسل بشر از روي زمين منقرض شده است اين خواب ميجر را به ياد شعري انداخت كه مادرش زماني كه بچه بود برايش مي خواند و اسم ان شعر حيوانات انگليس بود ‌)‌  و مي خواهد ان خواب را با حيوانات ديگر در ميان بگذارد ميجر با تعريف اين خواب پايه هاي انقلاب را بر پا كرد. در واقع ميجر با گفتن خواب خود روياي استقرار عدالت را به حيوانات نويد مي دهد. حيوانات هم كه خواستار برقراري عدالت  و ريشه كن شدن ظلم و ستمي كه توسط انسانها عليه انان شده بود بودندبا همديگر متحد شدندانقلاب كردند. شعار حيوانات در اين انقلاب انسانها دشمن ما هستند  بود و تحت اين شعار و اتحادي كه داشتند توانستند بر دشمن كه همان انسانها بودند پيروز شوند. بعد از به دست اوردن اين موفقيت اسم مزرعه را كه تا قبل از اين انقلاب مزرعه مانر بود برداشتند و مزرعه حيوانات نام نهادند. و يكسري قوانين بوجود اوردند كه همه حيوانات بايد به ان عمل مي كردند. اما چه عمل كردني ؟

مزرعه حيوانات با جامعه توتاليته رابطه دارد همان طور كه جامعه توتاليته يك رهبر واحد داشت مزرعه حيوانات هم يك رهبر واحد داشت و ان ناپلئون بود كه دستورات را ديكته مي كرد و بقيه حيوانات ان را انجام مي دادند. يكي ديگر از ويژگي هاي جامعه توتاليته ايدئولوژي واحد است كه در مزرعه حيوانات نيز وجود داشت و تحت عنوان انيماليسم يا حيوان گرايي مطرح بود و شعار اين ايدئولوژي يا مكتب چهار پا خوب و دو پا بد است بود. از ديگر ويژگي هاي جامعه توتاليته اين بود كه از پيش از تولد تا زمان مرگ برنامه دارندكه مزرعه حيوانات كه مزرعه حيوانات هم اينگونه بود مثل زماني كه جسي و بلول 9 توله سگ به دنيا اوردند و ناپلئون توله سگها را از مادرشون گرفت و تحت تعليم و تربيت خود قرار دادو بعدها همين توله سگها نقش پليس توروريستي را ايفا كردند و كارشان اين بود كه هر حيواني كه اعتراض مي كرد را مي ترساندند و رعب و وحشت در بين حيوانات به راه انداخته بودند. بوكسر در مزرعه حيوانات نقش طبقه كارگر را داشت كه هميشه وظيفه اش كار كردن بود و نمي توانست اعتراض كند چون برخورد شديدي از جانب اطرافيان ناپلئون (‌ همون توله سگها ) با او مي شد. در مزرعه حيوانات هر كس با ناپلئون و برنامه هاي او مخالفت مي كرد يا با اسنوكر كه او را خائن مي دانستند و از مزرعه اخراج شده بود معاشرت داشت به اعدام محكوم مي شد. بر خلاف قانوني كه حيوانات با هم بعد از انقلاب وضع كرده بودند كه حيوانات با هم برابرند هميشه بهترين امكانات و غذاها براي خوكها  و بچه هاي انها بود بدون اينكه به فكر بقيه حيوانات باشند ( مثل شير و سيب )‌. زيرا كه خوكها مغز متفكر حيوانات بودند. فقط خوكها بودند كه تصميم مي گرفتند و بقيه حيوانات فقط مي دانستندكه چگونه راي دهند  ولي هرگز نمي دانستند در مورد مسائل خود تصميم گيري كنند.  اما به دليل قدرت طلبي زياد خوكها و نقض قوانيني كه از جانب خود خوكها صورت گرفت اينكه با انسانها معاشرت نكنند،‌حق خوابيدن در تخت خواب را ندارند، حق لباس پوشيدن را ندارند،‌حق خوردن مشروبات الكلي را ندارند، حيوان حق ندارد حيوان ديگر را بكشد و اين كه حيوانات با هم برابرند انقلاب انها با شكست مواجه شد و روياي جامعه  بي طبقه و داراي عدالت و مساوات براي حيوانات بر باد رفت. خوكها نيز راه و روش انسانها را در پيش گرفتند و روي دوپا راه مي رفتند، با انسانها معاشرت كرده و دوباره مزرعه حيوانات به مزرعه مانر تغيير نام داد.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم دی 1389ساعت 23:12  توسط  مینا حکاکی  | 

 

 

بسمه تعالي

 عنوان درس‌: مكتبهاي جغرافيايي          مدرس : اقاي دكتر كريمي پور

 

فلسفه هر علم پايه و اساس كار ان علم محسوب مي شود. مرحوم دكتر شكويي با نوشتن 4 كتاب در زمينه فلسفه جغرافيا  به تبيين جايگاه درس فلسفه جغرافيا  پرداخته است. هدف كلي درس فلسفه جغرافيا كه در اين كتاب اورده شده است عبارتد از اشنايي با عمومي ترين قوانين حاكم بر روابط انسان و محيط است. بنابراين موضوع اصلي درس فلسفه جغرافيا اشنايي با روابط جوامع انساني و شرايط محيطي و كوشش در جهت پيوند پديده ها با يكديگر به منظور درك بهتر وحدت ناحيه اي – مكاني در عين كثرت پديده هاست.  با توجه به  هدف كتاب و درس فلسفه جغرافيا مي توان گفت كه مطالب گفته شده در كتاب با هدف سازگاري دارد بعبارتي اين كتاب در مورد علم جغرافيا، سير تكويني، مكاتب و نظريه هاي موجود در اين علم،‌ مفاهيم موجود‌ در اين علم، قوانين حاكم بر اين علم، رابطه علم جغرافيا با علوم ديگر، رابطه اي كه جغرافيا مي تواند با محيط و انسانها داشته باشد بحث مي كند.به نظر من مخا طبين اين كتاب كليه دانشجويان مقاطع ليسانس،‌فوق ليسانس و دكترا مي باشند زيرا دانشجويان براي ورود به رشته اي كه مي خواهند در ان تحصيل نمايند ابتدا با مقدمات و كليات ان رشته اشنا شوند، سير تكويني‌،‌مفاهيم ،‌نظريه ها و مكاتب ، رابطه اين علم با علوم ديگر را بدانند كه كتاب فلسفه جغرافيا به خوبي براي دانشجويان رشته جغرافيا اين مطالب را بيان كرده است بعبارتي كتاب مورد نظر حال و هواي مخاطبين خود را در نظر گرفته است.ساختار كتاب نيز توانسته مخاطبين را به اصل موضوع برساند عكسها و شكلهاي موجود در كتاب با تيترها و موضوع مورد بحث شان مطابقت دارد. نويسنده از لغات انگليسي استفاده كرده و معادل فارسي انها را  نيز بيان كرده است. اما تنها انتقاد من كه حالا شايد هم بخاطر كمبود مطالعه من باشد اين بود كه از قرن 10 تا قرن 16 ادبيات زيارتي وارد علم جغرافيا شد از قرن 10 تا 18 نويسنده مطلب خاصي از تغيير يا تحول در جغرافيا بيان نكرده بود تا اينكه نويسنده درقرن 18 جهش بزرگ در علم جغرافيا را مربوط به زماني مي دانست كه انجمنهاي جغرافيايي شكل گرفتند و سريع به شكل گيري انجمن جغرافيايي سلطنتي انگلستان در سال 1826 اشاره كرد.

 

 باتشكر                  

خدانگهدار            

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 19:3  توسط  مینا حکاکی  |